بازگشت به دوره

موانع التزام به ایمان آیت الله مصباح یزدی

0% تکمیل
0/26 مرحله‌ها

بخش جدید

این بخش هیچ درسی ندارد.

بخش جدید

این بخش هیچ درسی ندارد.

قم – دفتر مقام معظم رهبری – 1397

جلسه سوم؛ هوای نفس؛ خوب یا بد؟! رایگان

در درس سوم از دوره ارزشمند «موانع التزام به ایمان» با تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی، به یکی از مهم‌ترین چالش‌های درونی و اخلاقی انسان یعنی «هوای نفس و دوراهی‌های انتخاب» پرداخته می‌شود.

بسیاری از دانش‌پژوهان در مسیر رشد فردی با این پرسش مواجه‌اند که آیا تمام خواسته‌های درونی بد هستند و باید سرکوب شوند؟ این درس با حل این دغدغه ذهنی، ابتدا ارزش امیال غریزی را از نگاهی واقع‌بینانه بررسی کرده و سپس چرایی لزوم تعدیل غرایز را برای رسیدن به کمال حقیقی انسان شرح می‌دهد.

در ادامه، با تبیین جایگاه دین و عقل در شناخت ارزش‌ها، تفاوت بنیادین نگاه توحیدی با ارزش مطلق آزادی در فرهنگ الحادی روشن شده و مفهوم دقیق ارزش آزادی در چارچوب سعادت انسان به شما آموزش داده می‌شود.

علاوه بر این، در این جلسه با شناخت مراتب متفاوت ارزش‌های مثبت و منفی، یاد می‌گیرید که نیت و انگیزه درونی چگونه به اعمال شما جهت می‌دهد. استاد با تشریح نقش حسن فاعلی در ارزش کار و همچنین نقش هدف نهایی در ارزش کارهای مقدمی، به شما نشان می‌دهند که چگونه می‌توان از روزمرگی و نتیجه تلاش برای رسیدن به دنیا فراتر رفت و هر عملی را به پلی برای سعادت ابدی تبدیل کرد.

جلسه چهارم؛ آثار شوم پیروی از هوای نفس رایگان

به درس چهارم از دوره موانع التزام به ایمان با تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی خوش آمدید. در این درس، با بررسی عمیق آثار شوم هواپرستی، یاد می‌گیرید که چگونه انگیزه‌های درونی خود را خالص کرده و بر موانع پنهانی که مانع رشد معنوی و تصمیم‌گیری‌های صحیح شما می‌شوند، غلبه کنید. استاد در این جلسه به شکلی جامع مراتب نیت در اعمال انسانی را شرح داده و حد نصاب ارزش برای قبولی افعال در پیشگاه الهی و رسیدن به سعادت ابدی را تبیین می‌فرمایند.

با مطالعه این درس، به روشنی درمی‌یابید که نتیجه پیروی از هوای نفس در قضاوت تا چه حد می‌تواند مخرب باشد و رابطه ترس از خدا با جلوگیری از هوای نفس چگونه مسیر کنترل نفس و نجات را هموار می‌سازد. همچنین، حکمت نهی از معاشرت با اهل هوای نفس و این واقعیت که در نهایت گمراهی؛ نتیجه پیروی از هوای نفس خواهد بود، به دقت بررسی می‌شود تا با بینشی روشن‌تر و مصون از خطرات، در مسیر حق گام بردارید. برای درک این مفاهیم بنیادین و ارتقای سطح ایمان و عمل خود، همین حالا مطالعه این درس ارزشمند را آغاز کنید.

جلسه پنجم؛ بایدها و نبایدهای روایات درباره هوای نفس رایگان

به «درس پنجم» از «دوره موانع التزام به ایمان» با تدریس استاد «آیت‌الله مصباح یزدی» خوش آمدید. آیا تاکنون از خود پرسیده‌اید که چرا انجام کارهای خیر غالباً با سختی و مقاومت درونی همراه است، در حالی که تمایلات ما به‌سادگی به سمت لذت‌های زودگذر کشیده می‌شود؟ در این درس، با بررسی عمیق روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، به شناخت دقیق خطر هوای نفس و لزوم مخالفت با آن می‌پردازیم.

شما در این جلسه یاد می‌گیرید که چرا بی‌رغبتی نفس، موجب ارزش عمل می‌شود و چگونه این دشمنی همیشگی در درون انسان، در صورت عدم کنترل، به کوردلی و گمراهی می‌انجامد. این درس به شما ابزارها و بینشی می‌دهد تا در دوراهی‌های حساس زندگی فریب نخورید و با مهار خواسته‌های نفسانی، موانع درونی التزام به ایمان را برطرف سازید.

علاوه بر این، در ادامه مباحث به رابطه عدالت با کنار گذاشتن هوای نفس پی خواهید برد و درمی‌یابید که چرا همواره اطاعت خدا، ملازم با مخالفت هوای نفس است. استاد در این جلسه یک تاکتیک عملی برای رسیدن به حق در مواقع شک و تردید به شما معرفی می‌کنند.

جلسه ششم؛ مراتب مخالفت با هوای نفس رایگان

در «درس ششم» از «دوره موانع التزام به ایمان» با تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی. بسیاری از ما در مسیر دین‌داری با این چالش مواجهیم که چگونه خواسته‌های درونی خود را مدیریت کنیم و در دوراهی میان خواست خود و خواست خداوند، تصمیم درست را بگیریم. در این جلسه، با شناخت دقیق مراتب مخالفت با هوای نفس، راهکارهای غلبه بر این موانع درونی را می‌آموزید و با لوازم رسیدن به مرتبه بالای بندگی آشنا می‌شوید.

در این درس، تفاوت مسیر سعادت و گمراهی با بررسی آثار تضمین شده برای ترجیح خواسته خدا بر هوای نفس در کنار هشدار نسبت به مجازات‌های خدا برای ترجیح هوای نفس بر خواسته خدا به روشنی تبیین می‌شود تا گره از سردرگمی‌های معنوی شما باز شود.

در بخش دوم این درس، با نگاهی دقیق‌تر به احکام اسلامی، مبحث تغییر تکلیف اوّلی به‌دلیل عناوین ثانویه مطرح می‌شود و درمی‌یابید که چرا مراتب تکلیف به تناسب موقعیت اجتماعی افراد تغییر می‌کند. استاد به زیبایی توضیح می‌دهند که چرا مناصب بالاتر؛ مقتضی تکالیف سخت‌تر است و لوازم انتساب به دین و اولیای دین چه مسئولیت‌هایی برای افراد الگو به همراه دارد؛ مبحثی که در آن سیره زندگی ساده امیرمؤمنان‌علیه‌السلام، مصداق نهایی شدت تکلیف معرفی می‌شود.

جلسه هفتم؛ دنیا و دنیاطلبی رایگان

به «درس هفتم» از «دوره موانع التزام به ایمان» با تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی خوش آمدید. بسیاری از ما با وجود داشتن ایمان قلبی، در عمل دچار لغزش می‌شویم و این دغدغه را داریم که ریشه این تناقض رفتاری کجاست. در این درس، برای حل این چالش درونی، به موضوع کلیدی دنیا و دنیاطلبی پرداخته می‌شود تا با درک صحیح معنای دنیا و معنای اراده، گره از ابهامات ذهنی شما پیرامون زهد و استفاده از نعمت‌ها باز شود.

شما در این جلسه می‌آموزید که آیا در نگاه اسلام دنیا؛ مذموم یا ممدوح است و با شناخت تفاوت نگاه هستی‌شناسانه و نگاه اخلاقی، یاد می‌گیرید که چگونه بدون افتادن در دام دنیازدگی، مسیر رشد معنوی خود را طی کنید.

در بخش دوم این درس، با بررسی تفاوت دیدگاه دنیاطلبان و آخرت‌طلبان، به روشنی درمی‌یابید که چرا در نگاه مؤمنان، دنیا؛ آزمایشگاهی برای تمرین و بستری شگرف برای تکامل روح و رسیدن به رحمت بی‌نهایت الهی است. استاد با تبیین دقیق سنت خدا و دنیاطلبان در مقایسه با پاداش خدا و آخرت‌طلبان، نقشه راه سعادت و تجارت پرسود اولیای الهی را به شما نشان می‌دهند.

جلسه هشتم؛ روش‌های تربیتی قرآن در مذمت دنیا(1) رایگان

به «درس هشتم» از «دوره موانع التزام به ایمان» با تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی خوش آمدید. در مسیر بندگی، بسیاری از مؤمنان ناخواسته درگیر جاذبه‌های مادی می‌شوند و این دلبستگی پنهان، مانع از انجام تکالیف مهم الهی آن‌ها می‌گردد. در این درس، برای حل مشکل دلبستگی‌های بازدارنده، با بررسی مراتب مختلف مذمت دنیا در آیات قرآن آشنا می‌شوید.

استاد با تبیین انواع پرهیزدادن از دنیا در قرآن، به شما می‌آموزند که چگونه کارهای مباح روزمره می‌توانند جایگزین عبادات مهم‌تر شوند و نشان می‌دهند که چگونه علاقه به دنیا؛ علت تعلل و ترک جهاد و دیگر وظایف خطیر دینی است.

در ادامه این جلسه، با درک پوچی لذت‌های دنیا در مقایسه با غنیمت‌های الهی، نگرش شما به ثروت و زینت‌های مادی دگرگون خواهد شد تا هشدار مهم فریب دنیا را نخورید! را با تمام وجود لمس کنید. استاد با مقایسه جاذبه‌های فریبنده و ناپایدار دنیا در مقایسه با نعمت‌های حقیقی و ثابت آخرت و ترسیم تصویر قرآنیِ دنیا به مثابه کشتزاری خشکیده، به شما کمک می‌کنند تا دنیا را نه به عنوان یک مقصد، بلکه به عنوان ابزاری برای تجارت پرسود اخروی ببینید.

جلسه نهم؛ روش‌های تربیتی قرآن در مذمت دنیا (2) رایگان

به درس نهم از دوره آموزشی «موانع التزام به ایمان» با تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی خوش آمدید. یکی از بزرگترین چالش‌های فکری و عملی مؤمنان، یافتن مرز دقیق میان بهره‌مندی از نعمات دنیوی و حفظ اصالت دین‌داری است؛ اینکه چگونه زندگی کنیم که زرق‌وبرق دنیا ما را از مسیر سعادت ابدی غافل نکند.

شما در این درس با واکاوی روش‌های تربیتی قرآن، به‌خوبی درک خواهید کرد که چرا گاهی در نگاه الهی، دنیا چون کاهی در دست باد بی‌ارزش شمرده شده و حتی دنیا پیشکش کفار معرفی می‌شود. این جلسه به شما کمک می‌کند تا ریشه بسیاری از لغزش‌ها را بشناسید و بدانید که چگونه عاقبت ترجیح دنیا بر آخرت، انسان را به سمت کفر و بهانه‌جویی در مقابل دستورات الهی سوق می‌دهد.

در ادامه این درس، استاد با تبیین این اصل که ایمان، غیرقابل تجزیه است، شما را با عاقبت تبعیض در ایمان (پذیرش بخشی از احکام و رد بخش دیگر) و عاقبت عاشقان دنیا آشنا می‌کنند و نشان می‌دهند که عذاب شدید، نتیجه ترجیح دنیا بر آخرت در زمان تقابل این دو با یکدیگر است. در نهایت نیز با پاسخ یک توهم بسیار مهم، روشن می‌شود که داشتن رفاه مادی لزوماً به معنای تباهی آخرت نیست، بلکه معیار اصلی، انتخاب انسان در بزنگاه‌های تزاحم دنیا و آخرت است.

جلسه دهم؛ دنیا، از مانع تا پل آخرت رایگان

یکی از پرتکرارترین دغدغه‌ها در مسیر بندگی این است که آیا برخورداری از نعمت‌های دنیوی با سعادت اخروی در تضاد است؟

در جلسه دهم از دوره آموزشی «موانع التزام به ایمان»، استاد آیت‌الله مصباح یزدی با نقد تفکر انحرافی دنیاگریزی، ثابت می‌کنند که برخلاف تصور عموم، نعمت‌های دنیا و آخرت لزوماً «مانعة الجمع» نیستند. شما در این درس با بررسی عمیق رویکردهای مختلف به رابطه دنیا و آخرت آشنا می‌شوید و یاد می‌گیرید که چگونه انسان می‌تواند با اصلاح نیت و بینش خود، به عالی‌ترین سطح از کمال یعنی آخرت‌گرایی به وسیله دنیا دست یابد؛ مقطعی که در آن حتی عادی‌ترین کارهای روزمره مانند خوابیدن و کسب درآمد، تغییر ماهیت داده و به یک عبادت بزرگ تبدیل می‌شوند.

در بخش دیگری از این درس تکان‌دهنده، خطر بزرگ تجزیه ایمان (پذیرش دلخواه بخشی از احکام دین و رها کردن بخش دیگر) مورد واکاوی قرار می‌گیرد. استاد با استناد به آیات قرآن کریم هشدار می‌دهند که چگونه برخی افراد با فریب دادن خود، به آخرت‌فروشی مبتلا شده و در نهایت مصداق بارز خسر الدنیا و الآخرة (زیان‌کارترین افراد در دنیا و آخرت) می‌گردند؛ کسانی که نه از دنیا بهره‌ای برده‌اند و نه در آخرت جایگاهی دارند.

جلسه یازدهم؛ دنیا در مقایسه با آخرت رایگان

در این درس، به یکی از مهم‌ترین موانع التزام به ایمان، یعنی دنیاگرایی، پرداخته می‌شود. با استناد به آیات قرآن کریم و بیانات گران‌بهای امیرمؤمنان علی (ع)، تفاوت بنیادین و مقایسه‌ای میان زندگی دنیا و آخرت مورد بررسی قرار می‌گیرد.

شما در این درس خواهید آموخت که چگونه دنیا در مقابل آخرت، با وجود ظاهری فریبنده، از چه جنبه‌هایی برتری خود را از دست می‌دهد و دلبستگی افراطی به آن چه عواقبی در پی دارد. با بازخوانی مفاهیمی چون “جاودانگی کمّی آخرت”، “رسیدن به همه خواسته‌ها”، و “نعمت‌های بی‌زحمت و بی‌حسادت”، درک عمیق‌تری از ارزش واقعی آخرت و ناچیزی دنیای فانی به دست خواهید آورد.

همچنین، با نگاهی به دنیاگرایی از منظر نهج‌البلاغه، خواهید دید که چگونه بزرگان دین، دنیا را کم‌ارزش‌تر از گرد کاه، آب بینی بز زکامی، و حتی استخوان خوک مرده در دست جذامی می‌دانستند. این درس به شما کمک می‌کند تا با بازنگری در اولویت‌های زندگی خود، از تعلقات دنیوی رها شده و با بصیرتی افزون‌تر، راه سعادت ابدی را در پیش گیرید.

اکنون زمان آن است که با گام نهادن در این مسیر روشنگر، دانش خود را در این درس عمیق‌تر کرده و چراغ هدایت را در دل خود روشن سازید. شروع یادگیری این درس را به شما توصیه می‌کنیم.

جلسه دوازدهم؛ اهل دنیا و اهل آخرت رایگان

در درس دوازدهم از دوره «موانع التزام به ایمان»، استاد آیت‌الله مصباح یزدی به تبیین یکی از کلیدی‌ترین موانع در مسیر رشد معنوی و پایبندی به لوازم ایمان می‌پردازند: «اهل دنیا و اهل آخرت».

این درس به شما نشان می‌دهد که چگونه دلبستگی افراطی به دنیا، حرکت تکاملی انسان را سد کرده و او را از رسیدن به سعادت ابدی باز می‌دارد. با استناد به آیات قرآن کریم و بیانات عمیق امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج‌البلاغه، تفاوت ماهوی میان دنیا و آخرت و برتری‌های بی‌شمار آخرت بر دنیا، از جمله عدم وجود حسادت و ناپایداری در نعمت‌های اخروی، به طور کامل تشریح می‌شود.

شما درک خواهید کرد که چرا دنیا با تمام زرق و برقش، در مقایسه با حیات جاودان و پرنعمت آخرت، ارزشی ناچیز دارد و چگونه شناخت حقیقی دنیا، نگرش انسان را به زندگی تغییر می‌دهد.

با مطالعه این درس، شما قادر خواهید بود جایگاه واقعی دنیا و آخرت را در زندگی خود شناخته و با دلبستگی کمتر به مظاهر فانی دنیا، گام‌های استوارتری در مسیر التزام به ایمان بردارید. این درس به شما کمک می‌کند تا با بصیرتی افزون‌تر، میان «اهل دنیا» و «اهل آخرت» تمایز قائل شده و راه صحیح را برای رسیدن به سعادت ابدی برگزینید. هم‌اکنون شما را به مطالعه این درس ارزشمند و آغاز یا ادامه مسیر یادگیری در دوره «موانع التزام به ایمان» دعوت می‌کنیم.

جلسه سیزدهم؛ دنیاشناسی از نگاه امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام رایگان

در درس سیزدهم از دوره «موانع التزام به ایمان»، استاد آیت‌الله مصباح یزدی با نگاهی عمیق به «دنیاشناسی از نگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، شما را با ماهیت فریبنده دنیا و خطرات دنیاپرستی آشنا می‌کنند. این درس با استناد به بیانات گران‌بهای حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه، به شما می‌آموزد که چگونه دنیا و دل‌بستگی به آن، می‌تواند مانع اصلی در مسیر التزام به ایمان و رسیدن به سعادت ابدی باشد.

شما در این درس با تشبیهات تکان‌دهنده و در عین حال روشنگری، با سرگردانی، پوچ‌گرایی و ددمنشی دنیاپرستان آشنا شده و درک می‌کنید که چرا امیرالمؤمنین (ع)، دنیا را «نصیحت‌گری صادق» اما پر از آفات معرفی کرده‌اند.

این درس به شما کمک می‌کند تا فریب ظواهر دنیا را نخورده و جایگاه واقعی آن را در مقایسه با آخرت درک کنید. با شناخت عمیق‌تر دنیا از منظر امام علی (ع)، قادر خواهید بود میان کسانی که دنیا را ابزاری برای رسیدن به کمال می‌دانند و کسانی که اسیر لذت‌های زودگذر آن شده‌اند، تمایز قائل شوید. این شناخت، گامی اساسی در جهت رفع یکی از مهم‌ترین موانع التزام به ایمان و حرکت به سوی سعادت حقیقی است.

هم‌اکنون شما را به مطالعه این درس ارزشمند و آغاز یا ادامه یادگیری در دوره «موانع التزام به ایمان» دعوت می‌کنیم.

جلسه چهاردهم؛ دنیاشناسی از نگاه امیرمؤمنان‌علیه‌السلام (2) رایگان

در چهاردهمین درس از دوره ارزشمند «موانع التزام به ایمان»، استاد آیت‌الله مصباح یزدی در جلسه‌ای که در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ در دفتر مقام معظم رهبری ایراد فرموده‌اند، به تبیین عمیق‌تر «دنیاشناسی از نگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام» می‌پردازند.

در این درس، شما با درک صحیح و واقع‌گرایانه‌ای از ماهیت دنیا، که حضرت علی (ع) آن را به «ماری نرم و زیبا اما مهلک» تشبیه کرده‌اند، آشنا خواهید شد. استاد مصباح یزدی با استناد به بیانات نورانی نهج‌البلاغه، به شما می‌آموزند که چگونه نگرش اشتباه به دنیا، موجب گمراهی و مانع التزام به ایمان می‌شود و چگونه می‌توان با درک صحیح از دنیا، آن را به «دارالصدق»، «دارالعافیه»، «دارالنعمه» و حتی «مسجد دوستان خدا» و «تجارت‌خانه اولیای الهی» تبدیل کرد.

این درس به شما کمک می‌کند تا مشکل بزرگ دنیاپرستی و دل‌بستگی به مظاهر فانی دنیا را حل کنید و بیاموزید که چگونه دنیا را بفروشید، نه خود را. شما در این جلسه با پاسخ به این پرسش که آیا دنیا مذمت‌کردنی است یا رفتار ما با آن، نگرشی نو به این دنیا پیدا خواهید کرد و درک خواهید نمود که چگونه می‌توان با شناخت دنیا و استفاده صحیح از فرصت‌های آن، هم در دنیا عاقبت‌به‌خیر شد و هم توشه‌ای برای آخرت فراهم آورد.

جلسه پانزدهم؛ وجوه خیر و شرّ دنیا رایگان

در درس پانزدهم از دوره «موانع التزام به ایمان»، استاد آیت‌الله مصباح یزدی با موضوع «وجوه خیر و شرّ دنیا»، به تبیین یکی از مباحث کلیدی در شناخت جایگاه دنیا و نقش آن در مسیر سعادت انسان می‌پردازند.

در این درس، شما با پاسخ به این پرسش اساسی که چرا با وجود مذمت‌های فراوان از دنیا در روایات، گاهی نیز به نیکی از آن یاد شده است، درک عمیق‌تری از ماهیت دنیا پیدا خواهید کرد. استاد مصباح یزدی با تفکیک حیثیت‌های مختلف دنیا، فلسفه وجودی خیر و شر در عالم و حکمت آفرینش انسان با اختیار کامل را تشریح می‌کنند.

این درس به شما کمک می‌کند تا بفهمید چگونه دنیا، با وجود داشتن جنبه‌های مادی و جاذبه‌هایش، می‌تواند بستری برای کمال معنوی و دستیابی به مقامات عالیه باشد و چگونه گرایش‌های مادی، در صورت تعدیل و هدایت صحیح، می‌توانند زمینه‌ساز رشد معنوی گردند. شما همچنین با نقش مرزهای الهی در حفظ تعادل روحی و جلوگیری از افراط و تفریط در بهره‌مندی از دنیا آشنا خواهید شد. این شناخت، شما را در مواجهه با موانع التزام به ایمان یاری رسانده و در مسیر هدایت گام برمی‌دارید.

اکنون شما را به شروع یا ادامه یادگیری این درس ارزشمند دعوت می‌کنیم.

جلسه شانزدهم؛ دنیاطلبی؛ مخالف سیره پیامبران

در این درس، شما با یکی از موانع اساسی در مسیر التزام به ایمان، یعنی «دنیاطلبی»، آشنا خواهید شد. استاد آیت‌الله مصباح یزدی در این جلسه به تفصیل به بررسی این موضوع می‌پردازند که چگونه تمایل افراطی به دنیا و لذت‌های آن، که در تعابیر دینی با عناوینی چون «دنیازدگی» و «دنیاپرستی» مورد نکوهش قرار گرفته است، می‌تواند مانعی جدی در برابر رشد معنوی و تعمیق ایمان باشد.

شما در این درس یاد می‌گیرید که چرا دنیاطلبی با سیره عملی پیامبران الهی و اولیاء خدا در تضاد است و چگونه می‌توان با الگوگیری از زندگی این بزرگواران، نگاه صحیحی به دنیا پیدا کرد. این درس به شما کمک می‌کند تا علت اصلی مذمت دنیا در منابع دینی را درک کرده و دریابید که چگونه با تعدیل نگاه به دنیا و آخرت، و پرهیز از گرفتار شدن در دام دنیاطلبی، می‌توان مسیر هدایت و سعادت را هموارتر ساخت.

این درس با عنوان «دنیاطلبی؛ مخالف سیره پیامبران» از دوره «موانع التزام به ایمان» به تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی ارائه شده است. در این جلسه، به ریشه‌یابی دلایل گرایش انسان به دنیا و تبیین چرایی نکوهش آن در متون دینی پرداخته می‌شود. شما در خواهید یافت که چرا دنیا به عنوان «نقد» و آخرت به عنوان «نسیه» دیده می‌شود و چگونه این نگرش، اعمال و رفتار ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. استاد مصباح یزدی با استناد به سیره پیامبران بزرگ الهی همچون پیامبر اسلام (ص)، حضرت موسی (ع)، حضرت داوود (ع) و حضرت عیسی (ع)، به روشنی نشان می‌دهند که چگونه این اولیاء الهی با وجود جایگاه رفیعشان نزد خداوند، زندگی بسیار زاهدانه‌ای داشته‌اند و از مظاهر دنیا دوری می‌جستند.

این درس به شما کمک می‌کند تا با درک صحیح جایگاه دنیا و آخرت، و با الهام از سیره پیامبران، از آفت دنیاطلبی در امان مانده و تعهد خود به ایمان را تقویت کنید. اکنون شما را به شروع یا ادامه یادگیری این درس ارزشمند دعوت می‌کنیم.

جلسه هفدهم؛ حقارت دنیا در نگاه پیامبر اکرم و امیرمؤمنان‌ رایگان

در درس هفدهم از دوره «موانع التزام به ایمان»، استاد آیت‌الله مصباح یزدی با موضوع «حقارت دنیا در نگاه پیامبر اکرم (ص) و امیرمؤمنان (ع)»، به بررسی عمیق‌تر نگاه اولیاء الهی به دنیا می‌پردازند.

این درس با عنوان «حقارت دنیا در نگاه پیامبر اکرم (ص) و امیرمؤمنان (ع)» از دوره «موانع التزام به ایمان» به تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی ارائه شده است. در این جلسه، به ریشه‌یابی علل بهانه‌تراشی انسان‌ها برای ترجیح دادن دنیا بر آخرت پرداخته می‌شود. شما در خواهید یافت که چگونه ارزش‌گذاری‌های غلط، مانند اهمیت دادن به مال و مقام در نظر مردم، می‌تواند مانع حرکت در مسیر الهی شود. استاد مصباح یزدی با شرح سیره پیامبر اکرم (ص) که حتی نگاهی گذرا به دنیا نیز نمی‌انداختند و زندگی بسیار ساده‌ای داشتند، و همچنین بیان حالات زاهدانه امیرمؤمنان (ع) که دنیا را سه طلاقه کرده بودند، به شما می‌آموزند که چگونه با الگوگیری از این اسوه‌های بی‌بدیل، ارزش واقعی دنیا را درک کرده و از افتادن در دام دنیاطلبی بپرهیزید. این درس به شما کمک می‌کند تا با درک حقیقت دنیا و جایگاه آن، موانع التزام به ایمان را بهتر شناخته و در مسیر هدایت گام بردارید. اکنون شما را به شروع یا ادامه یادگیری این درس ارزشمند دعوت می‌کنیم.

جلسه هجدهم؛ دنیاگریزی از نگاه امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام رایگان

درس هجدهم از دوره «موانع التزام به ایمان» استاد آیت‌الله مصباح یزدی با عنوان «دنیاگریزی از نگاه امیرالمؤمنین(ع)» به تبیین نگاه درست به دنیا و آخرت می‌پردازد و نشان می‌دهد که چرا محرومیت یا برخورداری از دنیا، معیار ارزش‌گذاری انسان نیست. در این درس می‌آموزید که دنیا ابزار است نه هدف و این‌که چگونه امیرالمؤمنین(ع) با سیره عملی خود، ارزش‌گذاری‌های رایج بر پایه مال، مقام و نگاه مردم را اصلاح می‌کنند و راه درست استفاده از نعمت‌های دنیا را نشان می‌دهند.

در این جلسه همچنین با دو برداشت نادرست از دنیاگریزی آشنا می‌شوید؛ یکی کناره‌گیری از زندگی اجتماعی و تکالیف دینی، و دیگری راحت‌طلبی و تنبلی به نام زهد. استاد با توضیح این‌که اسلام، کار، تلاش، عمل صالح و انجام تکلیف را می‌خواهد، به شما کمک می‌کنند تا از دنیا دل‌بسته نشوید، اما مسئولیت‌های فردی و اجتماعی خود را نیز ترک نکنید. اگر می‌خواهید نگرش خود را نسبت به دنیا اصلاح کنید، این درس را شروع کنید یا ادامه دهید.

جلسه نوزدهم؛ فاصله دنیامداری با آخرت‌خواهی رایگان

درس نوزدهم از دوره «موانع التزام به ایمان» استاد آیت‌الله مصباح یزدی با عنوان «فاصله دنیامداری با آخرت‌خواهی»، به تبیین دقیق رابطه دنیا و آخرت می‌پردازد. در این درس می‌آموزید که چرا از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، دنیا و آخرت همانند مشرق و مغرب یا دو هوو هستند که نمی‌توانند با هم جمع شوند؛ به این معنا که حب دنیا و اشتغال به لذایذ آن، مانع رسیدن به سعادت اخروی است.

این جلسه به شما کمک می‌کند تا مفهوم «دنیاگریزی» را به درستی درک کرده و از برداشت‌های نادرست مانند تنبلی یا کناره‌گیری از فعالیت‌های اجتماعی بپرهیزید. استاد با تحلیل دقیق روایات، به شما می‌آموزند که چگونه می‌توان در این دنیا کار و تلاش کرد و از امکانات آن بهره برد، اما هدف را آخرت قرار داد تا دنیا به ابزاری برای تعالی تبدیل شود، نه مانعی برای آن. برای اصلاح نگرش خود نسبت به دنیا و شناخت مسیر حق، یادگیری این درس را ادامه دهید.

جلسه بیستم؛ چه باید کرد؟ رایگان

در درس بیستم از دوره «موانع التزام به ایمان» استاد آیت‌الله مصباح یزدی، به یکی از حیاتی‌ترین پرسش‌های مسیر سلوک پاسخ داده می‌شود: پس از شناخت موانع، برای دستیابی به سعادت ابدی و پرهیز از هوای نفس چه باید کرد؟ این درس با بررسی دقیق تعامل میان «دنیاگرایی» و «هوی‌پرستی»، به شما می‌آموزد که چگونه از طریق تقویت خوف و رجا و شناخت صحیح جایگاه دنیا، برنامه‌ای عملی برای مقابله با لغزش‌ها تدوین کنید و با تکیه بر عادت‌دادن نفس به مقاومت در برابر لذت‌های زودگذر، گام‌به‌گام به سوی تقوا و آخرت‌خواهی حرکت کنید.

این جلسه با استناد به آیات و روایات، راهکارهایی کاربردی برای تثبیت شناخت و تبدیل ایمان به ملکه درونی ارائه می‌دهد تا بتوانید در لحظات حساس تزاحم میان لذت‌های آنی و پاداش‌های اخروی، انتخابی خداپسندانه داشته باشید. با یادگیری این مباحث، ابهامات رفتاری شما برطرف شده و مسیر حرکت به سوی قرب الهی شفاف‌تر خواهد شد. برای اصلاح نگرش و برداشتن گام‌های عملی در مسیر بندگی، ادامه یادگیری این درس را آغاز کنید.

جلسه بیست‌ویکم؛ شیطان‌شناسی رایگان

در درس بیست‌ویکم از دوره «موانع التزام به ایمان» استاد آیت‌الله مصباح یزدی، به تحلیل دقیق عامل سوم انحرافات انسانی، یعنی شیطان می‌پردازیم. این جلسه با ارائه یک شیطان‌شناسی جامع، تفاوت‌های بنیادین میان «ابلیس» به‌عنوان اسم شخص و «شیطان» به‌عنوان یک صفت عام (اعم از جنی و انسی) را تبیین می‌کند. شما در این درس درمی‌یابید که چرا شیطان با وجود بهره‌مندی از اختیار، راه شرارت و اعلان جنگ با خداوند را در پیش گرفت و چگونه این موجود، با گسترش دایره انتخاب و وسوسه‌های خود، بستر آزمون‌های دشوار و در نهایت درجات عالی سعادت و کمال را برای انسان فراهم می‌کند.

این درس با بررسی نقش ابلیس در ایجاد لغزش‌ها و گسترش زمینه تکلیف، ابهامات ذهنی شما پیرامون فلسفه وجودی شر و چرایی مهلت یافتن شیطان را برطرف می‌سازد. با شناخت روش‌های نفوذ شیطان و درک نقش کمکی آن در کنار هوای نفس و حب دنیا، مجهز به بصیرت لازم برای تقابل با این دشمن دیرینه خواهید شد.

برای تکمیل دانش خود در شناسایی موانع ایمان و تقویت مسیر بندگی، ادامه یادگیری این درس را آغاز کنید.

جلسه بیست‌وسوم؛ راه‌های تسلط شیطان بر انسان رایگان

درس بیست‌وسوم از دوره «موانع التزام به ایمان» استاد آیت‌الله مصباح یزدی با موضوع «راه‌های تسلط شیطان بر انسان»، به تبیین حکمت الهی در وجود ابلیس به عنوان عاملی برای امتحان و رشد انسان می‌پردازد. در این درس درمی‌یابید که شیطان برخلاف تصور، تسلط ذاتی بر انسان ندارد، بلکه با خطوات شیطان (گام‌های گام‌به‌گام)، نفوذ از طریق تزیین گناه، وسوسه بر اساس حب دنیا و هوای نفس، و ایجاد توازن میان حق و باطل، سعی در گمراهی بندگان دارد تا میزان یقین آن‌ها به آخرت را بسنجد.

این جلسه به شما کمک می‌کند تا با شناخت دقیق راه‌های نفوذ، فریب‌های تزیین‌شده و نحوه تبدیل شدن افراد به اولیاء یا جنود شیطان، قدرت مقاومت خود را افزایش دهید.

با درک عمیق از اهمیت ایمان به آخرت به عنوان پادزهر نفوذ شیطان، برای حفظ مسیر هدایت و دستیابی به درجات عالی بندگی، ادامه یادگیری این مباحث راهگشا را دنبال کنید.

جلسه بیست‌وچهارم؛ دام‌های شیطان رایگان

در این درس، با «دام‌های شیطان» آشنا می‌شوید و درک می‌کنید که چگونه شیطان، با وجود نداشتن تسلط ذاتی بر انسان، از راه‌ها و شگردهای گوناگون برای گمراهی بندگان استفاده می‌کند. این درس به شما می‌آموزد که چگونه با شناخت این شگردها، از افتادن در دام‌های او اجتناب کنید و مسیر هدایت را با اطمینان بیشتری طی نمایید.

در این جلسه، به بررسی «شگردهای شیطان برای گمراه‌کردن انسان» می‌پردازیم. یاد می‌گیرید که چگونه شیطان با «آرزوهای دور و دراز»، «دگرگون‌کردن خلقت» و ایجاد «ترس از فقر و مرگ»، سعی در انحراف شما دارد. همچنین با «سلسله مراتب اغواگری شیطان» و «مشارکت شیطان در اموال و فرزندان انسان» آشنا خواهید شد و درمی‌یابید که چگونه «تسلیم خودخواسته در برابر شیطان» می‌تواند منجر به سقوط گردد. با شناخت این «شگردهای پیچیده شیطان»، قدرت تشخیص و مقاومت خود را در برابر وسوسه‌ها افزایش دهید.

توصیه می‌شود این درس را برای درک عمیق‌تر راه‌های نفوذ شیطان و تقویت بصیرت خود، مطالعه فرمایید.

جلسه بیست‌وپنجم؛ صراط مستقیم؛ آماج دسیسه‌های شیطان رایگان

در درس بیست‌وپنجم از دوره ارزشمند موانع التزام به ایمان با تدریس آیت‌الله مصباح یزدی، به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مؤمنان پاسخ داده می‌شود: «چرا گاهی با وجود داشتن ایمان، برخلاف لوازم آن عمل می‌کنیم؟» در این جلسه یاد می‌گیرید که صراط مستقیم چگونه آماج دسیسه‌های شیطان قرار می‌گیرد و او چطور با «سست‌کردن پایه‌های معرفتی ایمان» و «ایجاد شک»، سعی می‌کند باورهای بنیادین شما را هدف قرار دهد. این درس به شما کمک می‌کند تا ریشه تزلزل‌های اعتقادی خود را بشناسید و در برابر مغالطات ایمن شوید.

همچنین در ادامه، با گام‌های دیگر شیطان از جمله «غافل‌کردن از دانسته‌ها» و «فاسدکردن محیط اجتماعی» آشنا خواهید شد و راهکارهای عملی مهمی همچون استفاده از ذکر (به‌عنوان راه مبارزه با غفلت) و لزوم پرهیز از هم‌نشینی با شبهه‌پراکنان و رذایل اخلاقی را می‌آموزید. برای شناخت دقیق این تله‌های پنهان و کسب آمادگی روزآمد جهت محافظت از مسیر سعادت خود، از شما دعوت می‌کنیم هم‌اکنون یادگیری این درس پرنکته و کاربردی را آغاز نمایید.

جلسه بیست‌وششم؛ درجستجوی طرحی عملی برای تربیت انسان رایگان

در درس بیست‌وششم از دوره ارزشمند «موانع التزام به ایمان» با تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی، به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مسیر رشد می‌پردازیم: جستجوی یک طرح عملی برای تربیت انسان. در این درس یاد می‌گیرید که با توجه به پیچیدگی و تنوع نیازهای انسان، نمی‌توان مسیر خودسازی را به مراحل خطی و مجزا (اول عقاید، بعد اخلاق و سپس احکام) تقسیم کرد. شما با درک عمیق رابطه ایمان و عمل و تأثیر اعمال بر یک‌دیگر، متوجه می‌شوید که چگونه رفتارها و باورهای ما به‌صورت متقابل بر هم اثر می‌گذارند و چرا سردرگمی در اولویت‌بندی برنامه‌های معنوی می‌تواند مانع رشد شما شود. این آگاهی، مشکل پراکنده‌کاری و بن‌بست‌های تربیتی را برای شما حل می‌کند.

استاد در ادامه این جلسه، پس از بررسی تأثیر عوامل غیراختیاری در زندگی، کامل‌ترین و بی‌نقص‌ترین نقشه راه را معرفی می‌کنند: قرآن؛ طرح خدا برای تربیت انسان. شما خواهید آموخت که چگونه انس همه‌جانبه با کتاب الهی، در کنار بهره‌گیری از نور هدایت ائمه معصوم و تبیین قرآن توسط ایشان، تنها مسیر مطمئن برای خنثی‌سازی دسیسه‌های شیطان است. برای دست‌یابی به این برنامه جامع و تحول در مسیر بندگی، از شما دعوت می‌کنیم هم‌اکنون یادگیری این درس کلیدی را آغاز نمایید.

0

جلسه بیست‌ودوم؛ درس‌های رانده شدن ابلیس

تاریخ: شنبه, 19 خرداد, 1397

بسم الله الرحمن الرحیم

آن چه پیش‌رو دارید گزیده‌ای از سخنان حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدی (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبری است كه در تاریخ 1397/03/19، مطابق با بیست‌وچهارم رمضان 1439 ایراد فرموده‌اند. باشد تا این رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدایت و سعادت ما قرار گیرد.

موانع التزام به ایمان

(22)
درس‌های رانده شدن ابلیس

اشاره

سومین عامل کلی که در انحراف و سقوط انسان مؤثر است، شیطان است. در جلسه گذشته توضیحی درباره مفهوم شیطان و رابطه‌ آن با جن و شخص ابلیس دادیم و گفتیم قرآن از شخصی به نام ابلیس نام می‌برد که بیش از شش هزار سال قبل از خلقت حضرت آدم آفریده شده و در طول این سالیان دراز عبادت خدا می‌کرده است؛ آن چنان که فرشتگان تصور می‌کردند که او نیز فرشته‌ای از فرشتگان خداست که همیشه مشغول عبادت است. بعد از خلقت حضرت آدم به همه فرشتگان دستور داده شد که برای آدم سجده کنند، ولی ابلیس قبول نکرد و نه تنها خودش نپذیرفت، بلکه اعلام کرد که من فرزندان آدم را تا روز قیامت گمراه خواهم کرد.

داستان گفت‌وگوی خداوند با فرشتگان و ابلیس و ارتباط ایشان با حضرت آدم و حوا در چند جای قرآن بیان شده است. در برخی به صورت مفصل و در برخی به صورت مختصر به این ماجرا پرداخته شده است؛ ولی در هیچ کدام، همه جوانب به‌صورت یک‌جا بیان نشده است و هر کدام ویژگی‌های خاصی را ذکر می‌فرماید. البته این شأن و روشی است که قرآن در بیان داستان‌ها و قضایای تاریخی دارد. قرآن کتاب تاریخ نیست. قرآن کتاب هدایت است و استفاده از جریانات تاریخی و حکایت اشخاص و اقوام، همه برای دادن درس زندگی به بشر و ارشاد و هدایت اوست؛ البته در هر سوره‌ به بُعدی از ابعاد این قصه‌ها و داستان‌ها توجه دارد و می‌خواهد از همان بعد درس‌ها و ارشادهایی برای انسان داشته باشد. برای این‌که بتوانیم برای پاسخ به سؤالاتی که در جلسه قبل طرح کردیم، از خود قرآن استفاده کنیم، مروری بر بخش‌هایی از داستان ابلیس که در قرآن بیان شده، می‌کنیم.

تکبر، مقدمه اعلان جنگ با خدا!

در اوایل سوره بقره داستان امر ملائکه به سجده و تخلف ابلیس این‌گونه بیان شده است.[1] وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِینَ؛ می‌فرماید: همه فرشتگان برای حضرت آدم سجده کردند، مگر ابلیس که او از سجده کردن، خودداری کرد و راز آن هم تکبر او بود. این تکبر در مقابل خدا، باعث شد که کافر شود. از همین جا ملاحظه می‌فرمایید که از سه تا کلمه کوچک چه درس‌هایی می‌توان گرفت؛ این‌که خودبزرگ‌بینی چه نقشی در شقاوت بازی می‌‌کند و باعث می‌شود که مخلوقی در مقابل خالق خود اعلان جنگ دهد و بالاخره موجب کفرش شود.

وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَیْثُ شِئْتُمَا؛ بعد از داستان سجده، به آدم و حوا گفتند که در این باغ سکونت داشته باشید و از هر میوه‌ای دلتان خواست استفاده کنید! گوارایتان باشد. وَلاَ تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِینَ؛ فقط از یک درخت تناول نکنید که اگر از آن خوردید، ظلم کرده‌اید. سپس بلافاصله می‌فرماید: فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ؛ شیطان به سراغ آن‌ها آمد و باعث بیرون راندن حضرت آدم و حوا از بهشت شد. ما نیز به همه‌ آن‌ها گفتیم که بیرون بروید که جایگاه شما در زمین خواهد بود! وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِی الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ. همان‌گونه که ملاحظه می‌فرمایید در سوره بقره تکیه آیات بیشتر روی خود ابلیس و دلیل انحراف اوست.

راهزن صراط مستقیم!

در سوره اعراف این داستان به صورت مفصل‌تری نقل شده است.[2] ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ لَمْ یَكُن مِّنَ السَّاجِدِینَ؛ او از سجده‌کنندگان نبود. سپس به ماجرای گفت‌وگوی خداوند با ابلیس می‌پردازد که در سوره بقره به آن اشاره نشده بود. قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ؛ با این‌که من دستور دادم که همه برای آدم سجده کنید، چرا تو سجده نکردی؟ قَالَ أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ؛ گفت: من موجود شریف‌تری هستم و برای موجود پست‌تر سجده نمی‌کنم. قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فمَا یَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِیهَا؛ در این آیه دستور خروج شیطان را ذکر می‌کند. می‌فرماید: تو باید بیرون بروی! تو حق نداری بزرگی بفروشی، تکبر کنی و بگویی من بهترم! فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِینَ؛ در مقابل این تکبر، تو باید پست شوی و تحقیر می‌شوی. قَالَ فَأَنظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛ شیطان درخواست می‌کند اکنون که مرا بیرون می‌کنی، مرا زود نمیران! تا روز قیامت مهلتم بده! قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِینَ؛ خداوند نیز به او مهلت داد. البته در این آیه درباره پایان مهلت سخنی به میان نیامده است، ولی در سوره دیگری از آن زمان با عنوان «یک روز معین» یاد شده است.

قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ؛ در این‌جا بی‌ادبی‌های ابلیس شروع می‌شود. خداوند امر به سجده فرموده بود. این همان امری بود که به فرشتگان کرده بود و این هدایت است و گمراهی نیست، اما از آنجا که این امر باعث بدبختی ابلیس شد؛ خطاب به خدا می‌گوید: تو من را گمراه کردی! شیطنت ابلیس از همین‌جا شروع می‌شود، می‌گوید: چون مرا گمراه کردی، من نیز بر سر راه مستقیم تو می‌نشینم و نمی‌گذارم بندگانت راه صحیح را طی کنند. ثُمَّ لآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ؛ از هرطرف آن‌ها را احاطه می‌کنم. این‌طور نیست که من فقط از یک طرف جلوی آن‌ها را بگیرم و بتوانند از جهت دیگر فرار کنند. من از همه طرف آن‌ها را مورد حمله قرار می‌دهم. وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ؛ یک پیشگویی نیز می‌کند و می‌گوید: من این کارها را می‌کنم و بیشتر این آدمیزادها اهل شکر نخواهند بود. یعنی بیشتر انسان‌ها، افراد خوبی نیستند و آن‌هایی که شکر نعمت‌های تو را به‌جا بیاورند، کم هستند.

در این سوره درباره عکس‌العمل خدا در مقابل این گفته، مطلبی بیان نشده، اما در آیه بیست از سوره سبأ خداوند می‌فرماید که ابلیس درباره انسان‌ها گمان درستی برده بود؛ وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ. البته این مطلب به این معنا نیست که اکثر انسان‌هاجهنمی‌ هستند. منظور این است که این‌گونه نیستند که کاملا شکر نعمت‌های خدا را به‌جا بیاورند و شکر ملکه ثابت‌شان باشد.

شیطان در نقش خیرخواهی دلسوز!

سپس به مسئله وسوسه ابلیس می‌پردازد که نزد آدم و حوا آمد و گفت: مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَكُونَا مَلَكَیْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ؛ می‌دانید چرا خدا گفته است که از این درخت نخورید؟! علتش این است که اگر از این میوه بخورید، دست‌کم یکی از این دو چیز برای شما تضمین می‌شود؛ یکی این‌که عمر ابدی پیدا می‌کنید و دیگر این‌که مثل ملائکه می‌شوید. حضرت آدم ملائکه را دیده بود و از شأن آن‌ها اطلاع داشت. می‌دانست که آن‌ها قدرتی مافوق قدرت‌های او دارند؛ هم‌چنین شأن بالاتری دارند و واسطه فیض هستند؛ به دستور خدا کارهای بسیار بزرگ انجام می‌دهند و هر کاری که می‌خواهند انجام دهند، مشکلی برایشان نیست. طبعا این دو چیز برای انسانی که تازه از گل خلق شده و حالا در این بهشت سکونت اختیار کرده است، خیلی جالب بود. وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ؛ شیطان قسم خورد که من غرضی ندارم و برای خودتان می‌گویم؛ من خیرخواه‌ شما هستم. در روایات آمده است که حضرت آدم و حوا باور نمی‌کردند که کسی جرأت کند به خدا قسم دروغ بخورد. اولین چیزی که باعث شد آن‌ها فریب شیطان را خوردند، همین قسمی بود که شیطان خورد. بالاخره وسوسه شیطان اثر کرد و آن‌ها از آن درخت خوردند.

فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا؛ همین که از آن میوه چشیدند، عورت‌شان برایشان ظاهر شد و دیدند که اندام‌های زشتی در بدن‌شان وجود دارد. این نیز الهامی الهی بود که زشتی‌ آن را درک می‌کردند و دوست نداشتند که دیگران ببینند. وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ؛ برای این‌که این عیب‌شان را بپوشانند، برگ‌های درختان بهشت را جمع کردند و به خودشان گذاشتند تا عورت‌شان پیدا نباشد. وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّیْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِین؛ خداوند به آن‌ها گفت: مگر نگفته بودم که از این که درخت نخورید؟! در این آیات فقط این مطلب آمده است که آن‌ها از درختی نهی شده بودند، اما درباره این‌که چرا نباید از آن بخورید، و اگر از آن بخورید چه می‌شود، کلامی به میان نیامده است.

دلیل منع خداوند از درخت منهیه

در سوره طه، داستان از کفران نعمت و تخلف و عصیان آدمیزاد شروع می‌شود که حتی شخص آدم به عهدی که داشت وفا نکرد؛[3] وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا. وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ؛ داستان این است که ما به ملائکه گفتیم که برای آدم سجده کنید! همه غیر از ابلیس سجده کردند. او دید که ابلیس سجده نکرد، و فهمید که با او عناد دارد. همان وقت به او گفتیم مواظب باش که به شما صدمه نزند! إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا یُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى؛ اصل تشقی به معنای به زحمت افتادن است. شقاوت نیز از همین ماده و به معنای رنج، زحمت و سختی است. خداوند توضیح می‌دهد که اگر شما از این میوه بخورید، چه می‌شود. می‌فرماید: شما تا وقتی از این میوه نخورده‌اید از همه میوه‌های دیگر می‌توانید استفاده کنید و هیچ مشکلی ندارید، احساس ناراحتی، گرسنگی، تشنگی و… نمی‌کنید. فقط میوه‌ها را برای لذت‌شان بخورید.

إنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِیهَا وَلَا تَعْرَى* وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِیهَا وَلَا تَضْحَى؛ تا وقتی از این میوه نخورده‌اید گرسنگی و تشنگی را درک نمی‌کنید، احساس برهنگی و پوشیدگی هم نمی‌کنید؛ یعنی تا از این میوه نخورده‌اید، عورت‌تان ظاهر نمی‌شود و احساس نیاز به پوشش نمی‌کنید. آن عالم هر طور بود، هنوز اندام‌های عورت برایشان ظاهر نشده بود و گرسنگی و تشنگی را نیز نمی‌چشیدند. فقط میوه‌های بهشتی را به خاطر لذتش می‌خوردند. از همین جا بعضی از مفسران فرموده‌اند که این نهی، نهی ارشادی بوده است. اگر به آن عصیان نیزگفته می‌شود به خاطر همین است نه به معنای انجام عملی حرام. اصلا آن عالم عالم تکلیف نبود.

جاذبه جاودانگی و قدرت

به هر حال شیطان وسوسه کرد. گفت: یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا یَبْلَى؛ این درخت خلد است؛ اگر از آن بخورید، عمر ابدی پیدا می‌کنید، افزون بر این‌که قدرتی پیدا می‌کنید که هیچ‌گاه از شما سلب نمی‌شود. من احتمال می‌دهم که ملکی که در این‌جا از آن یاد شده است، همان قدرتی است که ملائکه داشتند و از اول تا آخر یکسان است و کم و زیاد نمی‌شود. اصلا مَلک با مُلک هم ریشه است. بنابراین ملک لا یبلی در این آیه معادل همان ان تکونا ملکین در سوره اعراف است. می‌گوید: اگر از این درخت استفاده کنید، حیاتی پیدا می‌کنید که مرگ ندارد و قوتی پیدا می‌کنید که ضعف ندارد. فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا؛ حرف‌های شیطان در دل آدم و حوا اثر کرد و از آن درخت خوردند.

حقارت و پستی؛ نتیجه تکبر

مهم‌ترین نکته‌ای که در داستان سجده نکردن ابلیس وجود دارد، توجه به این است که تکبر چه بر سر یک مکلف می‌آورد، آن هم تکبری که در مقابل خدا باشد. فَمَا یَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِیهَا؛ وقتی خدا دستور می‌دهد باید بگویی چشم! به خاطر این تکبری که کردی، باید پست‌ترین کوچک‌های عالم شوی و همه به تو لعنت کنند؛ فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِینَ. گناه، کبر بود، عقوبت متناسب آن نیز خواری، پستی و ذلت این است. این هشداری برای انسان است که بداند اولین گناهی که سبب عقاب یک موجود شد، کبر بود. کبر باعث شد مبتلا به کفر شود و بعد به عذاب ابدی مبتلا گردد. این مسئله به این‌جا خاتمه پیدا نمی‌کند و تمام کسانی که به جهنم می‌روند در واقع مهمان ابلیس هستند.

بهشتیان و میهمانی پیغمبر اکرم و حضرت زهرا

همه کسانی که به بهشت می‌روند، مهمان پیغمبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و حضرت زهراسلام‌الله‌علیها هستند. همه نیازمند شفاعت ایشان هستند. در روایات آمده است که حتی انبیا در نهایت به شفاعت پیغمبر اکرم و حضرت زهرا وارد بهشت می‌شوند. همه‌ ضعف‌هایی داشته‌اند که با شفاعت ایشان جبران می‌شود. بنابراین همه بهشتیان مهمان پیغمبر اکرم و حضرت زهرا هستند. حال این‌که چطور یک نفر صاحب بهشت می‌شود و همه دیگران از گذشتگان و آیندگان میهمان ایشان می‌شوند، مربوط به مقام نورانیتی است که ایشان دارند و در بسیاری از روایات (حتی روایات اهل تسنن) مطالبی درباره آن آمده است. این چیزی است که حقیقتش را ما نمی‌فهمیم.[4]

سلسله مراتب شیاطین

در مقابل، تمام جهنمیان نیز مهمان ابلیس‌اند؛ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ. اصل خود ابلیس است و آن‌های دیگر تابع او هستند. قرآن نسبت به شیاطین چندنوع تعبیر دارد؛ یکی نسبت به خود ابلیس است که در واقع پیشکسوت و پیشوای همه جهنمیان است. سپس کسانی را فریب داد و گمراه ساخت که از جنود و لشکریانش شدند. آن‌ها به دستور او حرکت می‌کنند و به امر او کارهایی را انجام می‌دهند. خود او برای اغوای همه نمی‌رود. او به دنبال این است که بتواند کسانی مثل حضرت ابراهیم را گمراه کند. وقتی به حضرت ابراهیم خطاب شد که سر فرزندت را ببر، ابلیس ظاهر شد و گفت: می‌دانی چه کار می‌کنی؟! این چه خوابی است! این قتل نفس زکیه‌ است! در مسیر قربانی سه مرتبه ظاهر شد و هربار حضرت ابراهیم سنگ برمی‌داشت و به طرف او پرتاب می‌کرد تا دورش کند. در روایات آمده است این‌که رمی جمرات سه‌گانه که در حج واجب است، به خاطر همین مسئله است که برای حضرت ابراهیم پیش آمد.

شیطان طمع گمراه ساختن انبیای معصوم را دارد و این‌طور نیست که خودش سراغ همه انسان‌ها بیاید. کار افراد عادی را به همان بچه شیطان‌های پیش‌پاافتاده می‌سپارد. اما کسانی هستند که مقاومت می‌کنند و این طور نیستند که به سخنان شیاطین اعتنا کنند، وقتی دید که دیگر از هیچ کدام از جنود ابلیس کاری ساخته نیست، خودش وارد عمل می‌شود. به هر حال ابلیس پیشکسوت و رئیس است و دیگر شیاطین نیز کسانی هستند که سر تا پایشان صرف گمراهی دیگران می‌شود.

شیطان اکبر

امروز در عالم نمونه‌های این شیاطین را بسیار می‌بینیم. امام(ره) خوب امریکا را شناخت و گفت: این شیطان اکبر است. در این صد سال اخیر هر جا هر فتنه، خونریزی و جنایتی هست، پای آمریکا در میان است. قبل از آن انگلستان سردمدار بود و اکنون ارث خود را به آمریکا داده‌ است. این‌ها یک دسته از یاران شیطان هستند که برخی از آن‌ها جن و برخی انسان هستند. خطر شیاطین انس برای انسان و انسانیت کمتر از شیاطین جن نیست. این‌ها خیلی تیزتر، نقشه‌هایشان عمیق‌تر، کارکردشان مهم‌تر و حرف‌شنوی‌شان نسبت به ابلیس بسیار بیشتر است. اما گروه سوم کسانی هستند که فریب می‌خورند. از این‌ها شیطنت آن‌چنانی برنمی‌آید و فقط خودشان جهنمی می‌شوند. این‌ها فقط تابع‌اند.

جنود شیطان در همه جا!

نکته شایسته ذکر این است که هر کس یک بار معصیت کرد، جزو شیاطین یا تابعان او نمی‌شود. خداوند خود می‌فرماید: کسانی که از گناهان کبیره اجتناب کنند، گناهان صغیره‌شان بخشیده می‌شود.[5] کسانی‌که گناهان کبیره داشته باشند، اگر توبه کنند، توبه‌شان پذیرفته می‌شود و وقتی توبه آن‌ها پذیرفته شد، دیگر به جهنم نمی‌روند. جنود ابلیس کسانی هستند که ملکه شیطنت در آ‌ن‌ها ثابت شود. اینان گمراه کردن دیگران کارشان می شود. شاید در کشور ما نیز نمونه‌هایی از آن داشته باشیم که به دنبال این هستند که حرفی بزنند که مردم را گمراه کنند، شبهه ایجاد کنند، دیگران را بدبین کنند، ایجاد اختلاف کنند و مردم را از راه خدا باز دارند. این شبهه‌هایی که مثل بمب بر سر جوان‌های ما می‌ریزد به دست چه کسی درست می‌شود؟ بسیاری از این‌ها درس خوانده‌اند و تا از بعضی مسایل اطلاع نداشته باشند، نمی‌توانند شبهه‌اش را ایجاد کنند.

حضرت امام کتابی به عنوان کشف الاسرار دارند. این کتاب جوابی است که ایشان برای کتابی به نام اسرار هزار ساله نوشتند. اسرار هزارساله شبهاتی درباره اعتقادات و احکام دین بود و آن را یک نفر از هم‌لباس‌های ما نوشته بود! منظورم این است که شبهات و شیطنت‌ها منحصر به آمریکا یا انگلیس و… نیست و جنود ابلیس لابه‌لای ما هم پیدا می‌شوند.

ما باید عبرت بگیریم و از اول جوانی نگذاریم تکبر در دلمان ریشه بدواند. حواسمان جمع باشد که این شیطان است که «من» را در زبان ما می‌گذارد. بنده یادم نمی‌آید در بیش از چهل سالی که از درس مرحوم آقای طباطبایی استفاده می‌کردم، یک بار کلمه «من» را از ایشان شنیده باشم. بدانیم اگر از روی خودبزرگ‌بینی «من» بگوییم، دستمان را به دست ابلیس داده‌ایم. فَمَا یَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِینَ؛ در پیشگاه ما صحبت از بزرگ فروشی نیست. این‌جا جای فروتنی و خاکساری است.

از همین‌جا باید درس بگیریم و مواظب باشیم که دنبال تکبر نرویم. تکبر با ابلیس که شش هزار سال عبادت کرده بود، چنین کرد. چنین کسی فقط به خاطر این‌که در مقابل یک امر الهی تخلف کرد، از درگاه الهی رانده شد. این نکته بسیار مهمی است که ما باید به آن بیشتر توجه نشان دهیم و از آن درس بگیریم. صرف این‌که بگوییم چند آیه در قرآن درباره شیطان است و ابلیس با شیطان چه فرقی دارد، اگرچه به فهم آیات کمک می‌کند، اما این اصل قضیه نیست. این‌ مفاهیم ابزاری برای نورانیت دل و رفتار صحیح است. خود این‌ها موضوعیتی ندارد.

حب دنیا و تبعیت از هوای نفس؛ زمینه‌ساز حضور شیطان

داستان بلعم باعورا را صدها بار در قرآن خوانده‌ایم. وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِیَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا؛[6] همان تعبیری که درباره انبیا به‌کارمی‌رود درباره او به کار رفته است. فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ؛ اما وقتی به دنبال هوای نفس رفت، شیطان به دنبالش افتاد. از همین‌جا این نکته‌ استفاده می‌شود که شیطان ابتدائا نمی‌تواند کسی را به راهی بکشاند. باید خودش تمایلی داشته باشد. متعلق آن تمایل نیز لذت‌های دنیاست. وقتی لذت‌های دنیا او را فریب داد و نسبت به آن‌ها دلبستگی پیدا کرد، شیطان حضور پیدا می‌کند. بلعم باعورا نیز دچار حب دنیا شد و به دنبال هوای نفس رفت. این بود که شیطان به دنبالش افتاد. ابتدائا زور شیطان به کسی نمی‌رسد.

در روز قیامت نیز وقتی مردم به شیطان می‌گویند: تقصیر تو بود! تو ما را جهنمی‌کردی، می‌گوید: من شما را مجبور نکردم. وَمَا كَانَ لِیَ عَلَیْكُم مِّن سُلْطَانٍ؛[7] من تسلطی بر شما نداشتم. من فقط شما را دعوت کردم. وَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِیَ عَلَیْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی؛ می‌دیدید که من وعده می‌دهم، اما وعده‌هایم تحقق پیدا نمی‌کند. اما باز شما را دعوت کردم و شما قبول کردید. فَلاَ تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَكُم؛ مرا ملامت نکنید! خودتان را ملامت کنید که چرا حرف مرا قبول کردید!

دلیل حقانیت کدام پیامبر خواب بوده است؟!

ما باید پیشگیری کنیم و خودمان را آماده کنیم تا به هر ندایی پاسخ ندهیم. امروز نیز این درس با کمال قوت برای ما اهمیت دارد. شیاطینی هستند در لباس‌های بسیار زیبا و بیانات جذاب، کسانی را دعوت می‌کنند و به آن‌ها وعده می‌دهند که خواب می‌بینید که راه ما درست است. وقتی فریب می‌خورند و به دنبالشان می‌روند، می‌گویند باید در من ذوب شوید و هر چه را من گفتم باید عمل کنید! این همان دعوت شیطان است. هیچ پیغمبر یا امامی را سراغ دارید که دلیل حقانیتش را خواب معرفی کند؟! ولی افراد درس‌خوانده‌، باتقوا و ساده‌ای را سراغ داریم که گول همین شیاطین را خورده‌اند و ابتدا با یک خواب آن‌ها را قبول کرده‌اند و به دنبال آن به خاطر این‌که او گفته‌است باید در من ذوب شوید، بسیاری از واجبات را ترک و بسیاری از گناهان بزرگ را مرتکب می‌شوند!

امروز نیز داستان شیطان برای ما آموزنده است. باید مواظب باشیم که به هر سخنی گوش ندهیم. هر کس قسم خورد که من خیرخواه شما هستم،‌ نگوییم قسم دروغ که نمی‌خورد! هر شیطانی به این وسیله مردم را فریب می‌دهد. می‌گوید: من خیرتان را می‌خواهم. اگر شما گناه کنید که چیزی گیر من نمی‌آید! راست هم می‌گوید، چیزی گیر او نمی‌آید. فقط آن کینه‌ای که نسبت به حضرت آدم و جنس انسان دارد، ارضا می‌شود. ابلیس نسبت به انسان کینه دارد و همه گناهانی که مرتکب شده است به خاطر همین کینه است. هَـذَا الَّذِی كَرَّمْتَ عَلَیَّ؛[8] خیلی صاف، با گردن‌کلفتی پیش خدا گفت: او باید بر من سجده کند! منی که چند هزار سال عبادت کرده بودم؛ حالا که او را بر من ترجیح دادی؟ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إَلاَّ قَلِیلاً؛ افسارشان را محکم می‌گیرم و به هر طرفی دلم خواست، می‌کشم. البته می‌دانم که زورم به تعداد محدودی از آن‌ها نمی‌رسد، ولی بقیه را گمراه می‌کنم.

حواسمان جمع باشد! لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِق‏.[9] اگر کسی گفت: من مرشد و قطبم و هر چه می‌گویم شما باید عمل کنید، ولو گناه باشد؛ بگویید: چنین چیزی حتی برای هیچ پیغمبر و امامی نیز ثابت نیست؛ چه رسد برای تو! تو چه کاره‌ای که هر چه می‌گویی، من عمل کنم؟! اطاعت هر کسی در چهارچوب شرع است. در واقع آموزش‌های معلمان راهنمایی است تا ما با آن آیات و روایات را بهتر بفهمیم. ما یک خدا بیشتر نداریم و بعد از خدا نیز باید از پیغمبر و معصومان اطاعت کنیم، و هیچ اطاعتی برخلاف دستورات شرع نباید باشد.

[1]. بقره، 34-36.

[2]. اعراف، 11-23.

[3]. طه، 115-121.

[4]. همین روزها فرمایشی از امام(ره) نقل شد که فرمودند: حقیقت ضیافت خدای متعال را کسی جز پیغمبر اکرم نفهمید. کسی مثل امام می‌خواهد که چنین جرأتی داشته باشد، و چنین تعبیراتی بکند. ما اصلا درست نمی‌فهمیم که مهمان خدا شدن به چه معناست. ما خیال می‌کنیم این میهمانی نیز مثل همین میهمانی‌های ماست که مثلا خوراکی خوبی داشته باشیم یا اگر کسی خیلی عالی باشد مثل حضرت مریم میوه بهشتی برایش حاضر شود. این دیگر بالاترین ضیافتی است که به عقل ما می‌رسد، اما آن‌چه امام می‌گفت چیزی فراتر از این است. این مطلب همانند مطلبی است که ایشان درباره ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ،[4] می‌گفت. امام می‌فرمود: ارجعی الی ربک غیر از ارجعی الی الجنه است؛ زیرا بعد از آن می‌فرماید: وَادْخُلِی جَنَّتِی. این‌ها نکته‌های ظریفی بود که گاهی امام اشاره می‌فرمودند.

[5]. نجم، 32.

[6]. اعراف، 175.

[7]. ابراهیم، 22.

[8]. اسراء، 62.

[9]. من لا یحضره الفقیه، ج‏4، ص381

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *