بازگشت به دوره

شرح دعای 45 صحیفه سجادیه آیت الله مصباح یزدی

0% تکمیل
0/25 مرحله‌ها

قم – دفتر مقام معظم رهبری – خرداد ۱۳۹۴

جلسه چهارم؛ شکر بنده از خدا و شکر خدا از بنده

[جلسه چهارم از دوره “شرح فرازهایی از دعای ۴۵ صحیفه سجادیه (دعای وداع با ماه رمضان)” با تمرکز بر تبیین مفهوم شکر متقابل خدا و بنده، و پیراستن ذات الهی از منّت‌گذاری و نیاز به ستایش.

نکات کلیدی:
– بی‌نیازی خداوند از منّت‌گذاری: خداوند در اعطای نعمت‌ها هیچ رغبتی به پاداش ندارد و منّت نمی‌گذارد. افاضه نعمت، اقتضای «فیاضیت ذاتی» اوست و مخلوقات به‌عنوان آثار وجودی خداوند، برای او «مطلوبیت بالتبع» دارند. (واژه «مَنَّ» در قرآن نظیر آیه «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِینَ» نیز به معنای منت‌گذاری مذموم نیست، بلکه به معنای اعطای نعمت عظیم و سنگین است).
– دعوت به شکر، دعوت به سعادت: درخواست خداوند برای شکرگزاری بندگان، ناشی از نیاز او به تکریم یا خضوع دیگران نیست؛ بلکه خداوند خیر بنده را می‌خواهد و شرط رسیدن انسان به کمال و دریافت نعمت‌های ابدی، آراسته شدن به خوی شکرگزاری است.
– حقیقت شکر و ریشه فطری آن: «مدح» صرفاً ستایش خوبی‌هاست و «حمد» ستایش صفات کمالی است که منشأ اثرند؛ اما «شکر» واکنش انسان در برابر خیری است که مشخصاً به خود او رسیده است. خداوند انگیزه شکرگزاری را در «فطرت» انسان قرار داده است تا در برابر احسان، عکس‌العمل نشان دهد.
– شکر خدا از بنده (پاداش الهی): خداوند «شکور» است، اما شکر او با شکر انسان تفاوت دارد. از آنجا که خداوند دچار تغییر و حالات انفعالی نمی‌شود، شکرِ خدا به معنای اعطای پاداش و گشودن درهای رحمت جدید به روی بنده‌ی شاکر است.
– زبان قرآن و استعمالات مجازی: انتساب مفاهیمی چون شکر، اسف (مانند آیه «فَلَمَّا آسَفُونَا…») یا رحمت به خداوند، از باب کنایه و مجاز است. در این موارد، حالت انفعالیِ درونی (ملزوم) حذف شده و نتیجه و اثر آن عمل مانند پاداش، مجازات یا رفع نیاز (لازم) اراده می‌شود.

جلسه پنجم؛ رنج‌های ظاهری، رحمت‌های باطنی

به درس پنجم از دوره «شرح دعای ۴۵ صحیفه سجادیه» استاد آیت‌الله مصباح یزدی خوش آمدید. آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که اگر رحمت خداوند بی‌نهایت است، پس فلسفه انواع سختی‌های دنیا چیست و چرا انسان‌ها گرفتار رنج می‌شوند؟ در این درس، مشکل نگاه بدبینانه به حوادث ناگوار حل می‌شود و با درک عمیق رنج‌های ظاهری، رحمت‌های باطنی، متوجه می‌شوید که چگونه خداوند با حلم خود به انسان‌ها فرصت بازگشت می‌دهد. همچنین خواهید آموخت که چگونه ستایش خدا؛ زمینه‌ساز ورود به دریای رحمت بی‌پایان الهی می‌شود و ظرفیت وجودی انسان را برای دریافت نعمات گسترش می‌دهد.

در ادامه این جلسه، با بررسی مفهوم امتحان؛ حکمت عام سختی‌ها، درمی‌یابید که بسیاری از مشکلات در واقع سختی‌های زمینه‌ساز ایمان و سختی‌های هشدار دهنده برای بیداری از غفلت هستند. در نهایت نیز با شناخت عذاب استیصال؛ پایان امکان هدایت، مرز ظریف میان مهلت پروردگار و قطعی شدن کیفر را خواهید شناخت. هم‌اکنون یادگیری این درس ارزشمند را آغاز کنید تا با نگاهی توحیدی، حکمت پنهان در پس چالش‌های زندگی را کشف نمایید.

جلسه ششم؛ کاخ رحمت با دروازه‌ای به نام توبه

آیا تا به حال احساس کرده‌اید که بار خطاها، راه بازگشت را بر شما بسته است و نمی‌دانید چگونه باید در مسیر جبران قدم بردارید؟ در درس ششم از دوره «شرح دعای ۴۵ صحیفه سجادیه» استاد آیت‌الله مصباح یزدی، این دغدغه و ناامیدی برطرف می‌شود. در این جلسه، با ورود به کاخ رحمت با دروازه‌ای به نام توبه، درمی‌یابید که پروردگار چگونه با گشودن باب بخشش، شور توبه را در دل بندگان بیدار می‌کند. شما خواهید آموخت که در نظام الهی، توبه؛ رحمتی بسیار فراتر از عدالت است؛ رحمتی شگفت‌انگیز که نه‌تنها کیفر را برمی‌دارد، بلکه گناهان گذشته را کاملاً محو می‌کند.

در ادامه این درس، با شناخت دقیق پشیمانی و جبران؛ دو شرط اساسی پذیرش توبه، مسیر صحیح استغفار واقعی را می‌آموزید تا از یک ذکر ساده زبانی، به مقام توبه نصوح برسید. همچنین با بررسی تفاوت میان جهالت نظری و عملی، درک خواهید کرد که چرا ارتکاب گناه معمولاً ریشه در نابخردی دارد و شرط توبه از عمل جاهلانه چیست و تا چه زمانی مهلت پذیرش دارد. هم‌اکنون این درس امیدبخش را آغاز کنید تا با شناخت شروط قبولی توبه، مسیر بازگشت به آغوش رحمت پروردگار را با آگاهی و اطمینان طی کنید.

جلسه هفتم؛ پرسودترین معامله

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چگونه می‌توان از اعمال و سرمایه‌های ناچیز دنیوی به سعادت و سود ابدی دست یافت و چرا گاهی در انجام کارهای خیر و انفاق دچار تردید می‌شویم؟ در درس هفتم از دوره «شرح دعای ۴۵ صحیفه سجادیه» با تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی، این دغدغه به‌خوبی برطرف می‌شود. در این جلسه، با مفهوم پرسودترین معامله آشنا می‌شوید و درمی‌یابید که تجارت با خدا؛ مظهر دیگری از رحمت الهی است. پروردگار مهربان به‌عنوان عالی‌ترین مشتری برای کار و سرمایه انسان، نه‌تنها اعمال شما را با بالاترین بها می‌پذیرد، بلکه با پاداشی ده‌برابر تا بی‌نهایت، مسیر رسیدن به کمال را برایتان هموار می‌سازد.

در ادامه این درس، با درک مفهوم شگفت‌انگیز قرض خواستن خدا از سرمایه خود، متوجه می‌شوید که چرا خداوندی که مالک تمام هستی است، انفاق بندگان را به‌منزله قرض دادن به خود معرفی می‌کند. همچنین با بررسی دقیق حکمت مثال‌های خداوند در قرآن، راز استفاده از تمثیل‌های ملموس دنیوی برای درک نعمت‌های اخروی را خواهید آموخت و پی می‌برید که چرا قرض به خدا؛ تنها ربای حقیقی و سودآورترین سرمایه‌گذاری بی‌ضرر در عالم است. هم‌اکنون این درس پربار را آغاز کنید تا با ایمانی راسخ، وارد پرسودترین تجارت زندگی خود با پروردگار شوید

جلسه هشتم؛ فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ

آیا تا به حال احساس کرده‌اید که عبادت‌هایتان بیشتر رنگ‌وبوی معامله برای کسب ثواب گرفته و از درک ارتباط قلبی و خالصانه با پروردگار بازمانده‌اید؟ در درس هشتم از دوره «شرح دعای ۴۵ صحیفه سجادیه» استاد آیت‌الله مصباح یزدی، این دغدغه فکری برطرف می‌شود. در این جلسه با دعوت به ذکر و شکر؛ دو مظهر دیگر رحمت الهی آشنا می‌شوید و از طریق تفسیر «فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ» درمی‌یابید که یاد خدا پاداشی بسیار فراتر از بهشت دارد و آن، یاد شدن بنده در ذات غیبی پروردگار است.

این درس با تبیین افشای عشق غیبی، به شما نشان می‌دهد که چگونه توجه قلبی به خالق می‌تواند به بالاترین لذت عاشق تبدیل شود؛ لذتی که در آن، بنده تنها به شوق نگاه و توجه معشوق او را می‌خواند. همچنین با بررسی تجلی مهربانی خدا در دعوت بندگان به شکر، راز آرامش روح و افزایش نعمت‌ها (لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ) را خواهید آموخت. هم‌اکنون این جلسه عمیق و تحول‌آفرین را آغاز کنید تا نگاهتان به حقیقت مناجات و شکرگزاری برای همیشه دگرگون شود.

جلسه نهم؛ دعوت‌های الهی؛ اسباب سعادت

آیا تاکنون دعا کردن را تنها ابزاری برای رفع نیازهای مادی دانسته‌اید یا گاهی به دلیل اتکا به توانمندی‌های خود، از درخواست نیازهایتان از پروردگار غفلت کرده‌اید؟ در درس نهم از دوره «شرح دعای ۴۵ صحیفه سجادیه» استاد آیت‌الله مصباح یزدی، این نگاه سطحی به مناجات اصلاح می‌شود. این درس با یادآوری مظاهر رحمت الهی به شما نشان می‌دهد که خداوند چگونه با پاداش‌های عظیم (مانند ضریب 1010 یا 700700 برابری برای اعمال نیک) بندگان را به سوی خود می‌خواند. شما در این جلسه می‌آموزید که حقیقت دعا؛ اعتراف به فقر و دوری از تکبر است و بی‌نیازی از دعا، ریشه در غرور پنهان انسان دارد؛ همچنین درمی‌یابید که چرا دعوت‌های الهی؛ اسباب سعادت حقیقی ما هستند.

در ادامه این جلسه، با شناخت محرّک‌های انسان به سوی سعادت، درک عمیق‌تری از مفهوم ترس و امید در مسیر بندگی به دست می‌آورید و به عظمت حق حمد الهی پی خواهید برد. استاد با بیانی لطیف روشن می‌سازند که چگونه معرفت، آرامش، و محبت؛ پیامدهای تفکر در نعمت‌های الهی است و چطور درک شکرگزاریِ متقابل پروردگار، روح انسان را غرق در آرامش می‌کند. هم‌اکنون یادگیری این درس تحول‌آفرین را آغاز کنید تا لذت خضوع عاشقانه در برابر پروردگار را جایگزین عبادت‌های عادتی و روزمره نمایید

جلسه دهم؛ رحمت‌های معنوی

آیا گاهی احساس می‌کنید با وجود تمام پیشرفت‌های علمی، هنوز در یافتن مسیر حقیقی آرامش سردرگم هستید و نعمت‌های مادی نتوانسته‌اند نیازهای عمیق روح شما را پاسخ دهند؟ در درس دهم از دوره «شرح دعای ۴۵ صحیفه سجادیه» استاد آیت‌الله مصباح یزدی، به ریشه این دغدغه پاسخ داده می‌شود. شما در این درس با گذر از نگاه سطحی به دنیا، با ارزش والای رحمت‌های معنوی و جایگاه بی‌نظیر نعمت عقل آشنا می‌شوید. با این حال، با شناخت محدودیت‌های عقل بشر در تشخیص خیر و شر اخروی و امراض روحی، به ضرورت قطعی نعمت تعلیم و هدایت الهی پی خواهید برد و می‌آموزید که چرا علم انسان به تنهایی برای سعادت کافی نیست.

در ادامه این جلسه دلنشین، استاد به بیان ویژگی‌های برجسته دین اسلام پرداخته و نشان می‌دهند که چگونه خداوند یک دین کامل‌تر برای انسان‌های کامل‌تر فرستاده است که در عین جامعیت، بسیار آسان و منعطف است. با شناخت این نعمت اختصاصی امت اسلام، درمی‌یابید که آشنایی با قرب خدا؛ نعمتی فراتر از همه نعمت‌ها است که می‌تواند معنای واقعی زندگی را به شما هدیه دهد. هم‌اکنون یادگیری این درس عمیق را آغاز کنید تا نگاهتان به حقیقت دین و الطاف پنهان پروردگار برای همیشه دگرگون شود.

جلسه یازدهم؛ شریف‌ترین شب در شریف‌ترین ماه تاریخ

آیا تاکنون به این اندیشیده‌اید که چرا ماه مبارک رمضان بر تمامی زمان‌ها برتری دارد و چگونه می‌توان تلاوت روزمره قرآن را از عادتی مکانیکی به ارتباطی عمیق و تحول‌آفرین تبدیل کرد؟ در درس یازدهم از دوره «شرح دعای ۴۵ صحیفه سجادیه» استاد آیت‌الله مصباح یزدی، پاسخی ژرف به این دغدغه معرفتی داده می‌شود.

دانشجو در این جلسه می‌آموزد که راز شرافت ماه رمضان چیست و با ورود به بحث شریف‌ترین شب در شریف‌ترین ماه، درک خواهد کرد که عظمت این زمان به دلیل حوادث عظیمی چون نزول کلام الهی است. استاد در این درس به شکلی دقیق معنای نزول قرآن را از نگاه معنوی و غیرمادی تبیین کرده و با بررسی زمان و چگونگی نزول قرآن در شب قدر، افق جدیدی از ارتباط خالق و مخلوق را ترسیم می‌کنند. با فراگیری این مباحث، می‌آموزید که تنها راه بهره‌مندی واقعی از این نعمت عظیم، قدردانی از قرآن با تلاوت آن همراه با تفکر است. هم‌اکنون یادگیری این درس پربار را آغاز کنید تا نگاهتان به حقیقت ماه رمضان و عظمت کلام الهی برای همیشه متحول شود.

جلسه دوازدهم؛ خدای نزدیک

آیا تا به حال تکالیف الهی مانند روزه را بار سنگینی بر دوش خود احساس کرده‌اید یا مسیر نزدیک شدن به خداوند را پر پیچ‌ و خم و دست‌نیافتنی پنداشته‌اید؟ در درس دوازدهم از دوره «شرح دعای 45 صحیفه سجادیه» استاد آیت‌الله مصباح یزدی، این گره فکری به زیبایی باز می‌شود. دانشجو در این جلسه با مفاهیم عمیق وداع با ماه مبارک رمضان و نعمت وجوب روزه ماه رمضان آشنا شده و می‌آموزد که تکالیف شرعی نه یک زحمت طاقت‌فرسا، بلکه افتخار و شاهراهی برای رسیدن به سعادت ابدی هستند.

استاد در این درس با تبیین لطیف صفت خدای نزدیک، تفاوت ظریف میان معنای قرب تکوینی خداوند به مخلوقات و معنای قرب بنده به خداوند (قرب اکتسابی) را روشن می‌کنند. با فراگیری این مباحث درمی‌یابید که برای رسیدن به عالی‌ترین مقام و نزدیک‌ترین دوست، نیازی به طی کردن مسیرهای محال نیست؛ چرا که پروردگار به هر کس که اراده تقرب کند، بی‌نهایت نزدیک است. هم‌اکنون یادگیری این درس نورانی را آغاز کنید تا نگاهتان به حقیقت تکالیف الهی و لذت هم‌نشینی با خدا برای همیشه متحول شود.

جلسه سیزدهم؛ جایگاه و چرایی وداع با ماه رمضان

در درس سیزدهم از دوره ارزشمند «شرح دعای ۴۵ صحیفه سجادیه» با تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی، به بررسی عمیق و فلسفی «جایگاه و چرایی وداع با ماه رمضان» می‌پردازیم. شما در این درس یاد می‌گیرید که ریشه احساسات مذهبی چیست و با شناخت «نقش عواطف در رفتارهای فردی و اجتماعی»، خلأهای معنایی در درک مناسک دینی برایتان برطرف خواهد شد. همچنین در این جلسه تبیین می‌شود که چگونه «عقل و شرع؛ دو کنترل‌کننده عواطف» هستند و «محبت خدا؛ سرچشمه محبت به ماه رمضان» است تا «فراق سنگین ماه رمضان برای دوستان خدا» قابل هضم‌تر شود.

با مطالعه این درس، دیدگاه شما نسبت به «مبانی نظری فرهنگ‌ها» و «رابطه آداب اعتباری با واقعیت» اصلاح شده و حکمت بسیاری از رسوم دینی را درک خواهید کرد. این آموزش به شما کمک می‌کند تا احساسات و عقلانیت خود را در مسیر بندگی هم‌سو کنید. همین حالا یادگیری این درس پرمحتوا را آغاز کنید تا با نگاهی نو و بصیرتی عمیق‌تر، مسیر تکامل معنوی خود را ادامه دهید.

جلسه چهاردهم؛ بزرگ‌ترین ماه خدا و عید دوستان خدا

در درس چهاردهم از دوره شرح دعای 45 صحیفه سجادیه با بیان شیوای استاد آیت الله مصباح یزدی، به یکی از عمیق‌ترین پرسش‌های ذهنی درباره مناسک دینی پاسخ می‌دهیم: چرا باید با یک زمان مشخص خداحافظی کنیم؟ در این درس با ارائه «تحلیلی از وداع با موجودات غیرذی‌شعور»، یاد می‌گیرید که چگونه این وداع ظاهری، در واقع قدردانی و حق‌شناسی از پروردگار است. با درک «شرافت الهی ماه رمضان» و با «اشاره‌ای به عظمت قرآن»، گره‌های فکری شما درباره دلیل مقدس بودن زمان‌ها باز شده و به خوبی درک خواهید کرد که چرا این ماه، «بزرگ‌ترین ماه خدا و عید دوستان خدا» نامیده شده است.

این جلسه به شما نشان می‌دهد که چگونه «سرور در رمضان؛ شعاعی از دوستی خدا» است و چطور ریشه گرفتن محبت پروردگار در دل، می‌تواند نگاه شما را به عبادات کاملاً متحول کند. با یادگیری این مفاهیم، انجام تکالیف الهی برای شما از یک عادت خشک به یک ارتباط عاشقانه و هدفمند تبدیل می‌شود. همین حالا یادگیری این درس پرمحتوا را آغاز کنید تا با بصیرتی عمیق‌تر، مسیر رشد معنوی خود را ادامه دهید.

جلسه پانزدهم؛ گفتگوی عاشقانه با ماه رمضان

در درس پانزدهم از دوره شرح دعای 45 صحیفه سجادیه با تدریس استاد آیت الله مصباح یزدیش، به زیبایی با مفهوم وداع و یک «گفتگوی عاشقانه با ماه رمضان» آشنا می‌شویم. بسیاری از افراد ممکن است در عبادات خود احساس خشکی یا قساوت قلب داشته باشند؛ این درس دقیقاً همین گره را باز می‌کند و با بررسی فرازهای «سلام بر ماه رمضان»، نشان می‌دهد که احساسات و عواطف پاک انسان چگونه می‌توانند به عنوان «ابزارهای تکامل» روح عمل کنند. با مشاهده «آثار یاد خدا در دل و بدن مؤمن»، به خوبی درک خواهید کرد که «ارزش رقّت قلب در راه خدا» چقدر در رشد معنوی و رفع سنگ‌دلی مؤثر است.

در ادامه این جلسه جذاب، پی می‌برید که چرا از این زمان مقدس به عنوان «ماه رمضان؛ رقیق کننده دل‌ها» یاد می‌شود و در نهایت با درک «فلسفه تضرع»، مناجات‌های شما از کلماتی ساده به ارتباطی عمیق و شفابخش تبدیل خواهد شد. هم‌اکنون یادگیری این درس پرمحتوا را آغاز کنید تا با نگاهی نو و قلبی آماده‌تر، مسیر بندگی و سعادت خود را استمرار بخشید.

جلسه شانزدهم؛ انعکاس دلبستگی‌ها در آینه ماه رمضان

در درس پانزدهم از دوره شرح دعای 45 صحیفه سجادیه با تدریس استاد آیت‌الله مصباح یزدی، به بررسی عمیق فرازهای ابتدایی دعای وداع و راز تفاوت احساس انسان‌ها در مواجهه با عبادات می‌پردازیم. بسیاری از ما در طول روزه‌داری یا انجام تکالیف دینی دچار خستگی یا احساس کندی زمان می‌شویم؛ این درس با تبیین مفهوم «زمان روان‌شناختی» و «تفاوت درک زمان در عوالم گوناگون»، گره از این مشکل ذهنی باز می‌کند. شما در این جلسه خواهید آموخت که چگونه «انعکاس دلبستگی‌ها در آینه ماه رمضان» باعث می‌شود این ماه برای گناه‌کاران طولانی و برای مؤمنان باشکوه و زودگذر به نظر برسد.

در ادامه، با بررسی «تأثیر دل‌بستگی‌ها بر زمان روان‌شناختی»، درمی‌یابیم که رهایی از «بزرگ‌ترین جرم؛ محبت دنیا» کلید اصلی رسیدن به نشاط در بندگی است و باعث می‌شود لذت‌های مادی جای خود را به پرواز روح بدهند. هم‌اکنون یادگیری این درس پرمحتوا و تحول‌آفرین را آغاز کنید تا با نگاهی نو و روحی سبک‌بال، مسیر تکامل معنوی خود را با اشتیاق بیشتری ادامه دهید.

جلسه هفدهم؛ لطایفی درباره شب قدر

cظz ظظظظظظ بسیاری از ما در درک رابطه میان مقدرات الهی و آزادی اراده دچار ابهام هستیم؛ این درس با بررسی دقیق «وجه تسمیه شب قدر» و تبیین «عدم تنافی تقدیر علمی الهی با اختیار»، به روشنی نشان می‌دهد که علم خداوند هرگز موجب جبر نمی‌شود و اراده انسان نیز بخشی از این «آفرینش بر اساس طراحی هدف‌مند» است. بدین ترتیب، دغدغه ذهنی تضاد میان تقدیر و اختیار به طور کامل برطرف می‌گردد.

در ادامه، این جلسه به پرسش‌های مهمی درباره چگونگی «نزول ملائکه به خدمت حجت خدا» پاسخ می‌دهد و نقش بی‌بدیل امام معصوم را به عنوان «واسطه فیض الهی» روشن می‌سازد. با شناخت «مقام نورانی معصومان» درمی‌یابیم که چگونه مقدرات یک‌ساله هستی بر قلب امام زمان (عج) عرضه می‌شود و چگونه می‌توان با تضرع و دعا، حتی قضای تثبیت‌شده را تغییر داد. هم‌اکنون یادگیری این درس پرنکته و معرفت‌افزا را آغاز کنید تا با بصیرتی نو، حقیقت شب‌های قدر و نظام مقدرات الهی را عمیق‌تر درک نمایید.

جلسه هجدهم علم امام

در درس هجدهم از دوره شرح دعای 45 صحیفه سجادیه استاد آیت‌الله مصباح یزدی، به یکی از مباحث عمیق و مهم کلامی یعنی علم امام پرداخته می‌شود. در این درس، ضمن شرح فرازهایی از دعای وداع با ماه رمضان و نسبت آن با شب قدر، دیدگاه‌های مختلف درباره قلمرو علم معصومان علیهم‌السلام بررسی می‌شود و به این پرسش اساسی پاسخ داده می‌شود که آیا امام از حوادث آینده و مقدرات سال آگاه است و این آگاهی چگونه معنا می‌شود.

همچنین در این جلسه، با تبیین دقیق مفاهیمی مانند علم غیب پیامبر و امام، تفاوت علم حاضر و علم قریب به حاضر، و نسبت میان اراده الهی، اختیار اولیای خدا و حفظ دین بالاتر از حفظ جان، بسیاری از شبهات رایج درباره آگاهی امام از شهادت و مواجهه آگاهانه با خطر روشن می‌شود. اگر می‌خواهید فهمی روشن‌تر و عمیق‌تر از جایگاه امام در شب قدر و حکمت رفتار معصومان به‌دست آورید، مطالعه این درس را از دست ندهید و یادگیری خود را با دقت ادامه دهید.

جلسه نوزدهم؛ ولایت خدا بر اهل ماه رمضان

به درس سیزدهم از دوره شرح دعای ۴۵ صحیفه سجادیه استاد آیت‌الله مصباح یزدی خوش آمدید. بسیاری از افراد در درک رابطه دقیق میان اراده الهی و اختیار انسان دچار سردرگمی می‌شوند و گاه نمی‌دانند در مناجات‌های خود چگونه با پروردگار سخن بگویند تا در مسیر صحیح بندگی قرار گیرند؛ این درس با بررسی آخرین سلام‌های امام سجاد (ع) در مقام وداع و بیان طبقه‌بندی انسان‌ها در مواجهه با ماه رمضان، این چالش‌های فکری و معرفتی را برای شما حل می‌کند.

در این جلسه، با تحلیل مفهوم ولایت درمی‌یابید که توفیق عبادات تنها در سایه عنایت و ولایت الهی محقق می‌شود. همچنین با شناخت نظام مالکیت و علیّت طولی و درک نقش خداوند به‌عنوان سلسله‌جنبان هستی، مرز ظریف میان جبر و اختیار را می‌آموزید و با فراگیری ادب دعا، یاد می‌گیرید که چگونه در پیشگاه الهی، حسنات را به فضل خدا و کاستی‌ها را به خود نسبت دهید. برای ارتقای سطح معرفت توحیدی و چشیدن حلاوت مناجات با پروردگار، هم‌اکنون یادگیری این درس پربار را آغاز کنید.

جلسه بیست‌ویکم؛ نعمت‌هایی که می‌توانند نقمت شوند

به درس بیست و یکم از دوره شرح دعای ۴۵ صحیفه سجادیه استاد آیت‌الله مصباح یزدی خوش آمدید. بسیاری از مؤمنان دغدغه جبران فرصت‌های از دست رفته در عبادات و همچنین نگرانی از فاش شدن خطاهای خود را دارند؛ این درس با آموزش شیوه صحیح عذرخواهی از کوتاهی‌ها و درخواست توفیق جبران و همچنین عذرخواهی از گناهان عمدی و سهوی، راهکار بازگشت آرامش به قلب مؤمن را نشان می‌دهد.

همچنین در این جلسه با نگاهی عمیق‌تر به ثروت، سلامتی و آبرو؛ نعمت‌هایی الهی خواهیم پرداخت و یاد می‌گیریم که آیا باید به چشم نعمت‌های دنیوی؛ هدف یا ابزار؟ نگاه کنیم. استاد با بیان اینکه این موارد در حقیقت نعمت‌های دنیوی؛ وسیله‌ای برای آزمایش هستند، اهمیت شرط ضمنی دعا برای نعمت‌های دنیوی را روشن می‌سازند تا دارایی و آبرو موجب نابودی دین ما نشود. برای رهایی از دلبستگی‌های مخرب دنیوی و چشیدن طعم مناجات خالصانه، همین حالا یادگیری این درس پربار را آغاز کنید.

جلسه بیست‌ودوم؛ بلندپروازی حکیمانه در مقام دعا

به درس بیست و دوم از دوره شرح دعای 45 صحیفه سجادیه استاد آیت‌الله مصباح یزدی خوش آمدید. بسیاری از افراد هنگام دعا کردن دچار محدودیتِ دیدگاه هستند و تصور می‌کنند درخواست‌های بسیار بزرگ از خداوند دور از انتظار است؛ این درس با آموزش بلندپروازی حکیمانه در مقام دعا، دقیقا همین مشکل را حل کرده و به شما می‌آموزد که چگونه جبران مصیبت ازدست‌دادن ماه رمضان را از پروردگار بخواهید. در این جلسه، با درک فلسفه درخواست‌های بی حد و حصر و جسارت در درخواست بالاترین رحمت، یاد می‌گیرید که چگونه بدون محدود کردن فضل الهی، پاداشی معادل بهترین بندگان خدا را طلب کنید.

همچنین در ادامه این درس، با کسب معرفت نسبت به رحمت بی‌نهایت الهی و تمرین آموزش دیگرگرایی در مناجات، وسعت نظر پیدا کرده و دعاهایتان را به خیرخواهی برای همگان گره می‌زنید. در نهایت، استاد تبیین می‌کنند که چگونه حکمت؛ شرط ضمنی همه درخواست‌ها است تا ضمن امیدواری به کرم نامحدود خداوند، دریابیم چرا استجابت دعاها باید با نظام حکیمانه آفرینش سازگار باشد. برای درک عمیق‌تر این مفاهیم و ارتقای شگفت‌انگیز سطح مناجات خود، هم‌اکنون یادگیری این درس ارزشمند را آغاز کنید.

  • برای دسترسی به محتوای این دوره، ابتدا باید در این دوره ثبت‌نام کنید.
0

برای مشاهده این رسانه باید وارد حساب کاربری شوید.

جلسه دوم؛ رازگویی با بی‌نیاز مهربان

تاریخ: شنبه, 30 خرداد, 1394

بسم الله الرحمن الرحیم

آن چه پیش‌رو دارید گزیده‌ای از سخنان حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدی (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبری است كه در شرح دعای وداع با ماه رمضان در تاریخ 1394/03/30، مطابق با سوم ماه مبارک رمضان 1436 ایراد فرموده‌اند. باشد تا این رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدایت و سعادت ما قرار گیرد.

رازگویی با بی‌نیاز مهربان

اللَّهُمَّ یَا مَنْ لَا یَرْغَبُ فِی الْجَزَاءِ، وَ یَا مَنْ لَا یَنْدَمُ عَلَى‏ الْعَطَاءِ، وَ یَا مَنْ لَا یُكَافِئُ عَبْدَهُ عَلَى السَّوَاءِ. مِنَّتُكَ ابْتِدَاءٌ، وَ عَفْوُكَ تَفَضُّلٌ، وَ عُقُوبَتُكَ عَدْلٌ … «خدایا! ای کسی که در مقابل احسان‌هایی که به مخلوقاتت می‌کنی پاداش و مزدی نمی‌خواهی، و ای کسی که در مقابل عطا و بخشش‌هایی که می‌کنی هیچ‌گاه پشیمان نمی‌شوی، و ای کسی که هنگامی که به بنده‌ات پاداش می‌دهی به پاداشی که تنها مساوی کار او باشد اکتفا نمی‌کنی! نعمت تو ابتدایی و بدون استحقاق بندگانت است، و عفو و گذشت تو تفضل، و عقوبت تو عدالت است.»

بی‌نیازی مطلق خداوند

این چند جمله خیلی احتیاج به توضیح ندارد و نکته آن‌ها هم روشن است و آن این است که خدای متعال در ذات خود هیچ کمبودی ندارد تا بخواهد با استفاده از موجودی دیگر آن کمبود را رفع کند. حتی در برخی از دعاها آمده است: خدایا! تو مخلوقات را خلق کردی نه به خاطر این‌که از تنهایی خسته شده بودی و می‌خواستی انیسی داشته باشی. تو از تنهایی خودت هم خسته نمی‌شوی و تنهایی تو عین کمال توست. به هر حال خدای متعال به هیچ وجه از هیچ موجودی چیزی دریافت نمی‌کند.

در آغاز این دعا آمده است: یَا مَنْ لَا یَرْغَبُ فِی الْجَزَاءِ؛ «ای کسی که رغبتی در مزد و پاداش نداری.» اما این جمله یعنی خدایا تو اصلا نیازی به پاداش نداری. وقتی می‌فرماید: خدا انتظار پاداش ندارد، به این معناست که اصلا امکان پاداش دادن به خدا وجود ندارد. چه کسی می‌تواند به خدا پاداش دهد؟! هرکس هر چه دارد خدا به او بخشیده است. این ناشی از محدودیت‌های زبان است.

محدودیت‌های زبان در سخن‌گفتن از خدا و با خدا

خدای متعال در مقام هدایت مردم و صحبت کردن با مخلوقات، تعبیراتی به کار می‌برد که آن‌ها بفهمند و درک کنند، اما در مواردی هم اطلاقات و محکماتی را بیان می‌کند که نشان می‌دهد آن تعبیرات نوعی مجاز و مسامحه در تعبیر برای تعلیم دیگران است. در محاورات مردم متدین بسیار شایع است که می‌گویند: باید کاری کنیم که خدا راضی شود. اصلا این‌که گفته می‌شود: بالاترین کمال انسان این است که کارهایش را برای رضای خدا انجام دهد، به این معناست که انسان باید کاری کند که خدا راضی باشد. در قرآن هم این تعبیر را داریم آن‌جا که می‌فرماید: رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ1 و نیز در جای دیگر می‌فرماید: لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ.2 حقیقت این است که در مقام گفتگو با انسان‌ها و مخلوقاتی که در ظرف زمان قرار دارند و متحول می‌شوند و گذشته، حال و آینده‌شان فرق می‌کند و کارهایشان از مبدأی سرچشمه می‌گیرد و به منتهایی ختم می‌شود، نمی‌توان جز با همین مفاهیم صحبت کرد.

مثلا وقتی خدای متعال می‌خواهد عظمت خود و تسلطش را بر همه عالم بیان کند می‌فرماید: الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى؛3 «خدای رحمان بر عرش قرار گرفت و مستولی شد.» این بیان از جهاتی جای سؤال دارد. اول این‌که: مگر پیش‌ از این خدا بر عرش تسلط نداشته است؟ این بیان به این شکل بدین خاطر این است که ما چیزی از معارف را درک کنیم. زیرا ما جز با این تعبیرات نمی‌توانیم رابطه‌ای با خدا برقرار کنیم. البته قرآن خود می‌فرماید: لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْءٌ؛4 «خدا با هیچ موجودی هیچ شباهتی ندارد.» یا در کلمات امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه آمده است: لم تسبق له حالٌ حالاً؛5 این گونه نیست که خداوند دو گونه حال داشته باشد به طوری که یکی از آن‌ها قبل از دیگری باشد؛ تحول و تغییر حال برای خدا محال است. با این وجود قرآن می‌فرماید: وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ6 یا می‌فرماید: فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ7 «وقتی ما را متأسف کردند ما از آن‌ها انتقام گرفتیم.»

به هر حال این تعبیرات به یک معنا تعبیرات متشابهی است، اما همه این تعبیرات با آیات محکمی از قرآن معنای خود را پیدا می‌کند. فراموش نکنیم که چاره‌ای نیست جز این‌که خداوند با همین زبان با ما سخن بگوید. زیرا جز همین الفاظی که ما برای زندگی در این دنیا وضع کرده‌ایم، لفظ دیگری نیست که ما آن‌ها را بفهمیم. اگر خدا یک لفظی برای آن معنای لایق ذات خود وضع کند ولی به‌گونه باشد که ما هیچ چیزی از آن نفهمیم، گفتن آن برای ما چه فایده‌ای خواهد داشت؟ در مقام مفاهمه باید الفاظی به کار رود که برای دو طرف مفهوم باشد. البته آیات متشابه را باید با محکمات تفسیر کرد. برای مثال وقتی قرآن می‌فرماید: وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا8 باید بدانیم که آمدن خدا مثل آمدن انسان یا موجود جسمانی نیست. می‌توان گفت: جاء در این‌جا به معنای «ظَهَرَ» است؛ مانند اینکه می‌گوییم: چیزی به ذهنم آمد؛ یعنی برای ذهنم روشن شد. وَجَاء رَبُّكَ هم چیزی شبیه به معنی ظهور است؛ یعنی خدا در قیامت برای خلق ظهور پیدا کرد.

تفضل بی‌بازگشت، بی‌کران و بدون استحقاق

وَ یَا مَنْ لَا یَنْدَمُ عَلَى‏ الْعَطَاءِ؛ «و ای کسی که هرگز از بخشش خویش پشیمان نمی‌شوی.» ما گاهی چیزی به کسی می‌بخشیم اما بعد پشیمان می‌شویم. این پشیمانی گاه به این خاطر است که متوجه می‌شویم خودمان به آن احتیاج داشتیم. مسلم است که این معنا درباره خدا محال است؛ خدا به چیزی احتیاج ندارد. گاه پشیمانی ما از بخشش به خاطر این است که بعد از بخشش متوجه می‌شویم که اشتباه کرده‌ایم و طرف مقابل صلاحیت این بخشش را نداشته است. اما خدا به هر کس هر چیزی را می‌بخشد براساس حکمت می‌بخشد. یعنی بهترین کاری است که انجام می‌دهد. بنابراین دیگر پشیمانی برای او معنا ندارد.

وَ یَا مَنْ لَا یُكَافِئُ عَبْدَهُ عَلَى السَّوَاءِ؛ خدای متعال از روی لطف و کرم خود در برابر کارهای خوبی که ما انجام می‌دهیم به ما پاداش می‌دهد. اما این پاداش چندین برابر ارزش کاری است که ما انجام می‌دهیم. اما اگر کسی گناه کند بیش از ارزش منفی گناه او را عقوبت نمی‌کنند (وَمَن جَاء بِالسَّیِّئَةِ فَلاَ یُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا9). مردم یک دانه می‌کارند اما خدا هفت‌صد برابر به آ‌ن‌ها پاداش می‌دهد. البته این آخرین حد نیست (وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء10). خدا به هر کس که لیاقت بیشتری داشته باشد باز هم چندین برابر می‌افزاید. شاید بتوان گفت: این افزایش تابع معرفت و اخلاص فاعل است.

مِنَّتُكَ ابْتِدَاءٌ. کلمه منت در فارسی به معنی منت‌ گذاشتن است ولی در عربی تقریبا سه معنای مختلف دارد؛ یکی به معنای سنگینی است. در فارسی هم «من تبریز» یا غیر آن که گفته می‌شود از عربی گرفته شده است. گاهی خداوند برای نعمت بزرگ و سنگینی از منّ استفاده می‌کند (لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ).11 این ماده به معنی «قطع» هم می‌باشد. مفسران در تفسیر آیه شریفه «أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُون12» گفته‌اند: یعنی پاداشی غیر مقطوع و بی‌پایان. معنای سوم، منت گذاشتن است. یعنی انسان در برابر خیری که به کسی می‌رساند اذیتش هم بکند و آن را به رخش بکشد. قرآن می‌فرماید: لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى.13

حضرت می‌فرماید: مِنَّتُكَ ابْتِدَاءٌ. منت در این‌جا به‌معنای نعمت یا نعمت بزرگ است. یعنی نعمت‌هایی که خدا به بندگانش می‌دهد نه به این خاطر است که با انجام کاری استحقاق این نعمت را پیدا کرده‌اند. خدا نعمت‌هایی را می‌دهد که بندگان هیچ استحقاقی برای دریافت آن‌ها ندارند. خداوند منت وجود را وقتی به کسی می‌دهد که هنوز چیزی نیست تا استحقاقی داشته باشد.

وَ عَفْوُكَ تَفَضُّلٌ؛ حضرت خطاب به خدای متعال می‌فرماید: نه تنها تو ابتدا به بندگانت نعمت می‌دهی، بلکه آن هنگام که آن‌ها نافرمانی هم کرده، استحقاق مجازات پیدا می‌کنند، گاهی تو از گناه‌شان درمی‌گذری و عفو‌شان می‌کنی. این عفو تو هم به خاطر استحقاق آن‌ها نیست.

عطای الهی؛‌ منشأ حق

این جا یک نکته دقیقی وجود دارد. براساس بیانی که تا به حال دنبال کردیم، خدای متعال همه چیز را ابتدائی و بدون استحقاقِ بندگان به آن‌ها عطا می‌کند، به این صورت که یا اصلا وجود ندارند و خدا به آن‌ها حیات می‌بخشد، یا اگر هم هستند حقی بر خدا ندارند. اما از طرف دیگر در متون دینی تعبیراتی داریم که از وجود حق بر خدا برای برخی بندگان خبر می‌دهند. قرآن کریم می‌فرماید: وَكَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ؛14 «یاری مؤمنین حقی بر ماست.» یعنی مؤمنین بر ما حق دارند که ما آن‌ها را یاری کنیم. پس معلوم می‌شود مؤمنین بر خدا حق دارند. اما این حق از کجا آمده است؟ امروزه در محافل آکادمیک دنیا درباره این که ریشه حق چیست و از کجا پیدا می‌شود بحث‌های فراوانی وجود دارد. اما بالاخره جواب قاطع، روشن یا قانع‌کننده‌ای از طرف آن‌ها به این مسئله داده نشده است. نهایت حرفی که زده می‌شود این است که همه مردم این حقوق را قبول دارند، یا اصلا این حقوق قرارد محض‌اند و هیچ پایه‌ای ندارد. برخی با تعبیر حقوق طبیعی می‌خواهند به این مسئله پاسخ دهند و می‌گویند: طبیعت این حقوق را به ما می‌دهد. اما در کلمات اهل بیت صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین، به‌خصوص در نهج‌البلاغه، تصریح شده که خدا منشأ حق است؛ زیرا او تنها مالک حقیقی همه هستی است. وقتی او چیزی را می‌آفریند، اراده می‌کند که حقی داشته باشد، و بر اساس حکمتی که خودش می‌داند برای هر موجودی حقی قرار می‌دهد تا نظام احسن تحقق پیدا کند و عالم هستی از ناحیه خدا نقص و عیبی نداشته باشد. بر این اساس وقتی گفته می‌شود هیچ کس حقی بر خدا ندارد مقصود این است که هیچ کس از ناحیه خود حقی بر خدا ندارد، و وقتی خدا می‌فرماید مؤمنین بر من حق دارند یعنی من برای آن‌ها حق قرار داده‌ام، نه این که مؤمنین از ناحیه خودشان بر خدا حقی داشته باشند.

تنها فرهنگ دینی پاسخی صحیحی به این مسئله که ریشه حق چیست داده است و هیچ فرهنگ دیگری نتوانسته تا به حال برای این مساله جواب قانع‌کننده و عقل‌پسندی بدهد. ما معتقدیم که این حق را خدا قرار می‌دهد. پس انسان از ناحیه خودش حقی ندارد، اما خدا حقی برای او قرار داده و آن این است که اگر خدا را اطاعت کرد او را پاداش خیر دهد. بنابراین انسانی که خدا را اطاعت می‌کند، براساس حقی که خدا قرار داده استحقاق بهشت پیدا می‌کند. اگر ما به ذات خود شیء نظر کنیم هیچ حقی ندارد، اما از آن‌جا که خدا او را برای هدفی آفریده است لازم است امکانات رسیدن به آن هدف را هم در اختیارش قرار دهد وگرنه نقض غرض می‌شود. اگر خدا انسان را آفریده که با اراده آزاد خودش راه بندگی‌ را طی کند پس باید اراده، آزادی، فهم، و شعور را هم به او بدهد تا بتواند انتخاب کند. این حق بنده است که خدا او را هدایت کند. این حق از ناحیه خودش نیست بلکه چون خدا او را برای این هدف آفریده است این حق را حتما به او داده است وگرنه نقض غرض می‌شود. حقوق طبیعی هم به این صورت قابل تفسیر است. پس حق از ناحیه خواست خدا پیدا می‌شود. چون خدا خواسته است که انسان به کمال برسد لازمه‌اش این است که مقدمات آن را هم داشته باشد.

درباره عفو الهی هم باید گفت: کسی که مرتکب گناهی می‌شود و بعد توبه می‌کند، اگر به ذات خود او نگاه کنیم حقی بر خدا ندارد که مورد عفو الهی قرار گیرد. اما خدا به خاطر لطفی که دارد خواسته است این بنده قدرت بازگشت داشته باشد (سبقت رحمته غضبه) و این یعنی از ناحیه خدا حق پیدا کرده است. پس عفو خدا تفضل است (عَفْوُكَ تَفَضُّلٌ). پس آن‌هایی که می‌گویند تمام افعال الهی تفضل است به خاطر این است که خود انسان ذاتا و از ناحیه خودش استحقاق آن‌ها را ندارد، و آن‌هایی که می‌گویند در اثر انجام کار یا شرطی که خدا معین کرده بوده استحقاق پیدا کرده است به این معنا صحیح است که این حقی است که خدا برای او قرار داده نه این که از ناحیه خودش آن را داشته باشد.

عقوبت عادلانه الهی

وَ عُقُوبَتُكَ عَدْلٌ؛ رحمت خدا اقتضا دارد که به بنده گناه‌کار مهلت دهد تا شاید برگردد و راه صحیح را بپیماید و استحقاق رحمت و قبول توبه پیدا کند، و خداوند بر اساس این اصلِ سبقتِ رحمت بر غضب تا آن‌جا که خلاف حکمت نباشد راهی برای آمرزش بنده باز می‌کند. اما گاه کار به جایی می‌رسد که لازمه عفو این است که بین مؤمن و کافر فرقی نباشد. در این صورت اگر خداوند عفو کند دیگر انگیزه‌ی انجام کار خیر برای کسی باقی نمی‌ماند. بنابراین عقوبت او عین عدالت است.

این مسئله خود یکی از ادله معاد است. گاه کسانی در این عالم مرتکب هزاران جنایت می‌شوند به گونه‌ای که این عالم ظرفیت مجازات آن‌ها را ندارد، و از آن‌جا که خدا بین مؤمن و کافر و بین مؤمن و فاسق فرق می‌گذارد – زیرا اگر فرق نگذارد خلاف حکمت الهی است – باید عالمی دیگر وجود داشته باشد که عقوبت عادلانه در آن محقق شود. پاداش و عقوبت اصلی در آخرت محقق می‌شود که بخشی از آن در دنیا به خاطر حکمت‌هایی ظاهر می‌شود (وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ).15 این عذاب‌هایی که به بعضی از جنایتکارها می‌رسد یک شمه‌ای از عذابی است که استحقاقش را دارند. عذاب اکبر در عالم آخرت است. به هر حال چه این عذاب‌های محدود دنیوی و چه عذاب‌های ابدی اخروی همه از روی عدل است.

نتایج پایدار برای أعمال موقت

گاهی گفته می‌شود: اگر خدا عادل است، چرا برای یک گناهی که در ظرف یک ساعت انجام می‌‌گیرد تا ابد کسی را در آتش می‌سوزاند؟ عدالت این است که در برابر یک ساعت گناه یک ساعت هم عذاب وجود داشته باشد.

پاسخ اجمالی این است که: إِنَّ اللّهَ لاَ یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا16 «به راستی که خداوند به مردم کوچک‌ترین ظلمی نمی‌کند.» إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛17 «تنها جزای آن‌چه عمل می‌کنید می‌بینید.» آن‌چه در آن عالم اتفاق می‌افتد صورتی است از آن‌چه در این عالم انجام می‌گیرد. یعنی هر حادثه‌ای در این جا اتفاق می‌افتد در آن عالم ابدی می‌شود. این خاصیت این دو عالم است. اگر کسی سم کشنده بنوشد در دم جان می‌دهد و می‌میرد و نمی‌تواند بگوید کار من یک لحظه بود چرا باید برای همیشه بمیرم! پس می‌شود یک کار موقتی سبب نتایجی طولانی گردد. اگر در این عالم دنیا انسان کاری کند که چشم باطنی‌اش کور گردد، روز قیامت کور محشور می‌گردد (نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى‏18). پس اعمالی که ما انجام می‌دهیم گرچه در زمانی محدود انجام می‌گیرد ولی این‌ها اسبابی برای یک نتایجی هستند. ممکن است سببْ در یک لحظه‌ای کوتاه انجام گیرد اما نتیجه‌اش طولانی باشد. پس خدا به کسی ظلم نمی‌کند. عقوبت او هم حتی اگر ابدی باشد عین عدالت است.

وصلی ‌الله علی محمد و آله ‌الطاهرین

1. مائده، 119.
2. فتح، 18.
3. طه، 5.
4. شوری، 11.
5. نهج‌البلاغه، للصبحی صالح،‌ خطبه 65.
6. فتح، 6.
7. زخرف، 55.
8. فجر، 22.
9. انعام، 160.
10. بقره، 261.
11. آل‌عمران، 164.
12. فصلت، 8. انشقاق، 25. تین، 6.
13. بقره، 264.
14. روم، 47.
15. سجده، 21.
16. یونس، 44.
17. طور، 16.
18. طه،‌124.