- برای دسترسی به محتوای این دوره، ابتدا باید در این دوره ثبتنام کنید.
- برای دسترسی به محتوای این دوره، ابتدا باید در این دوره ثبتنام کنید.
- برای دسترسی به محتوای این دوره، ابتدا باید در این دوره ثبتنام کنید.
- برای دسترسی به محتوای این دوره، ابتدا باید در این دوره ثبتنام کنید.
- برای دسترسی به محتوای این دوره، ابتدا باید در این دوره ثبتنام کنید.
- برای دسترسی به محتوای این دوره، ابتدا باید در این دوره ثبتنام کنید.
در جلسات پنجم تا هشتم از دوره «در آغوش نیل؛ قوانین حاکم بر زندگی» استاد پناهیان، تلاش میشود نگاه ما به دین از یک برداشت صرفاً اخلاقی و احساسی یا صرفاً عقلانی، به یک نگاه عمیقتر و واقعبینانه تبدیل شود؛ نگاهی که هم قوانین حاکم بر هستی را میبیند و هم سرچشمه صحیح احساسات دینی را پیدا میکند.
نقطه آغاز بحث این است که اگر دین را فقط مجموعهای از قوانین عقلانی بدانیم، دینداری به امری سرد و خشک تبدیل میشود. در این نگاه، همه چیز به قانون تقلیل پیدا میکند. برای مثال در روایات آمده است که جهاد، مرگ را جلو نمیاندازد و ترک آن نیز مرگ را به تأخیر نمیاندازد. یا درباره شهادت گفته میشود که انسان امانت خدا را بازمیگرداند. این سخنان از نظر عقلانی بسیار محکم و درستاند، اما اگر دینداری تنها در همین چارچوب فهمیده شود، هیجان، عشق و عاطفه از دین حذف میشود.
از سوی دیگر اگر دینداری را یک ارزش شخصی بدانیم که انسان با انجام اعمال دینی برای خود اعتبار و ارزش ایجاد میکند، آسیبهای دیگری پدید میآید. نخست اینکه فرد دیندار ممکن است گرفتار غرور شود و خود را برتر از دیگران بداند. دوم اینکه کسانی که دیندار نیستند از دینداران احساس تنفر یا استغنا میکنند. سوم اینکه خود مؤمنان نیز ممکن است دچار یأس شوند، زیرا ارزشهای دینی را بسیار بلند میبینند و خود را در رسیدن به آن ناتوان تصور میکنند.
راهحل این مشکل در تغییر زاویه نگاه به دین است. استاد پناهیان پیشنهاد میکنند که به جای «دین عاشقانه»، باید به «دین معشوقانه» برسیم. در دین عاشقانه انسان از خود شروع میکند؛ یعنی میگوید من خدا را دوست دارم و برای او عبادت میکنم. اما در دین معشوقانه انسان ابتدا محبت خدا و اولیای الهی را به خود میبیند. در این نگاه، سرچشمه ارزشمندی و شور دینی، محبت خدا و اهلبیت علیهمالسلام به انسان است، نه کارهای ما.
بخش زیادی از آیات قرآن و دعاهای مأثور نیز همین حقیقت را نشان میدهند. خداوند بارها در قرآن از محبت خود به بندگان سخن میگوید و انسان را به سوی خود دعوت میکند. اگر انسان به بهشت میرسد، تنها به دلیل اعمالش نیست؛ بلکه به سبب محبت خداوند است. اعمال انسان در حقیقت پاسخی به این محبت الهی است، نه منبع اصلی ارزشمندی او.
در همین چارچوب، واقعه عاشورا نیز معنای تازهای پیدا میکند. فداکاری امام حسین علیهالسلام تنها یک تکلیف خشک یا یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه جلوهای از عشق عمیق اولیای الهی به انسانهاست. مجالس عزاداری و اشک بر سیدالشهدا نیز در حقیقت واکنش عاطفی انسان به همین محبت بزرگ است. وقتی انسان این محبت را درک کند، دینداری او همراه با تواضع، شرمندگی و امید میشود؛ نه غرور دارد و نه یأس.
در ادامه بحث، استاد پناهیان بر یک رویکرد مهم تأکید میکنند: نگاه واقعبینانه به دین. در این نگاه، دین مجموعهای از قوانین واقعی حاکم بر زندگی و جهان است؛ همان چیزی که در قرآن از آن با عنوان «سنتهای الهی» یاد میشود. این قوانین مانند قوانین طبیعیاند؛ با این تفاوت که منبع شناخت آنها وحی الهی است. بنابراین دین نه در مقابل علم قرار دارد و نه صرفاً یک نظام ارزشی ذهنی است، بلکه نوعی کشف حقیقت درباره جهان و زندگی انسان است.
بر اساس این نگاه، یکی از مهمترین میراثهای فکری امام خمینی نیز توجه به بُعد اجتماعی دین و تمدنسازی است. پیامبران و امامان تنها برای تربیت فردی نیامدهاند، بلکه مأمور ساختن جامعه و فرهنگ انسانی بودهاند. بنابراین دین تنها مجموعهای از توصیههای فردی نیست، بلکه برنامهای برای سامان دادن به زندگی اجتماعی بشر نیز محسوب میشود.
یکی دیگر از نتایج این نگاه واقعبینانه، فهم درست از مفهوم گناه و استغفار است. اگر گناه را فقط بیاحترامی به خدا بدانیم، استغفار به یک عذرخواهی ساده تبدیل میشود. اما در نگاه واقعبینانه، گناه در حقیقت ضربه زدن به خود انسان و تخریب ساختار وجودی اوست. در نتیجه استغفار مانند مراجعه به پزشکی است که میتواند آثار این آسیب را ترمیم کند. نماز نیز در چنین نگاهی صرفاً یک عمل تشریفاتی نیست، بلکه نوعی تنظیم مجدد روح و روان انسان است که میتواند اضطراب و آشفتگی درونی را کاهش دهد.
در جلسات بعدی بحث به یکی از مهمترین سنتهای الهی میرسد: سنت امتحان. قرآن کریم تصریح میکند که هدف از آفرینش انسان، آزمون اوست: «الذی خلق الموت والحیاة لیبلوکم أیکم أحسن عملاً». بنابراین هیچ انسانی از امتحان الهی معاف نیست؛ حتی پیامبران و امامان نیز در معرض امتحان قرار داشتهاند.
امتحان الهی پیچیدهترین قانون زندگی انسان است. بسیاری از قوانین الهی ثابتاند، مانند قوانین طبیعی یا برخی سنتهای اجتماعی. اما در کنار آنها قوانینی متغیر نیز وجود دارد که به تقدیرات الهی مربوط میشوند. هنگامی که خداوند بندهای را در موقعیت امتحان قرار میدهد، ممکن است نتایج برخی اعمال مانند دعا یا صدقه به شکل متفاوتی ظاهر شود. به همین دلیل تشخیص وظیفه در هر موقعیت، مهمترین مهارت یک انسان مؤمن است.
امتحانها شکلهای مختلفی دارند؛ برخی کوتاهمدت و لحظهایاند و برخی سالها یا حتی یک عمر ادامه دارند. گاهی نیز امتحان در قالب «بداء» رخ میدهد؛ یعنی وعدهای که انتظار تحقق آن میرود به تأخیر میافتد تا میزان صبر و ایمان انسانها آشکار شود.
بر اساس این دیدگاه، مؤمن واقعی کسی است که شرایط زمان خود را بشناسد و بتواند در هر موقعیت بهترین عمل را انتخاب کند. ثبات حقیقی به معنای لجاجت بر یک رفتار ثابت نیست، بلکه به معنای وفاداری به حق در شرایط مختلف است. همانگونه که خوشه گندم با وزش باد خم میشود اما ریشهاش در خاک محکم باقی میماند.
در نهایت نتیجه این مباحث آن است که دینداری حقیقی ترکیبی از واقعبینی و محبت است. انسان باید هم قوانین الهی و سنتهای حاکم بر زندگی را بشناسد و هم سرچشمه احساسات دینی را در محبت خدا و اهلبیت علیهمالسلام پیدا کند. چنین دینداریای نه گرفتار غرور میشود و نه به یأس میانجامد، بلکه انسان را به تواضع، امید و حرکت آگاهانه در مسیر الهی میرساند.
پاسخها